به نام ایزد متعال و عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری بانوی بزرگ دو عالم حضرت فاطمه زهرا ( س)
(( هر کسی یه گمشده ای داره وقتی که خلوت میکنه دنبال اون میگرده ، یه وقتایی فکر میکنم و احساس میکنم گمشده ی همه ما خداست حالا یه وقتا در شکلهای مختلف دردنیا ظاهر میشه و ما رو میکشونه ، آخر خط رو که میگیریم میرسیم به خــــــــــدا ...))
شاید این جمله ها و این کلمات برای خیلی از شماها آشنا باشه ،
بله ، سخنانی از ناصرعبداللهی عزیز در کنسرت یزد سال 1380 که قبل از اجرای ترانه ماه من بیان فرمود.
آری ، ماه من ، قطعه ایی شگرف با عمقی دست نیافتنی و فوق العاده تاثیر گذار که هر بار گوش را نوازش می دهد علاوه بر آنکه لایه به لایه تار و پود روح آدمی را با کائنات و ملزومات اخروی پیوند میدهد روح را به چنان تفکری وا میدارد که ناخواسته این جمله را در ذهن تداعی می کند :
(( شهد شهود را جز آنان که با منطق جنون می زیند نمی چشند و هرکه اذن دخول به حریم این حرم خواند قطعا قدم در وادی آستان الله خواهد نهاد)).
دوستان عزیز، آیا تا بحال شده که از همه چیز و همه کس ناامید بشید ؟ تا حالا شده که مشکلات آنقدر به شما غلبه کنند که فقط دنبال یک پناهگاهی باشید که بتونه از شما در برابر فشارهای روحی روانی محافظت کنه؟
قطعاً جواب بله است و تا کنون برای همه ما این چنین شرایطی پیش اومده .
دوستان ، آدمی موجودیست نیازمند – نیازمند خوراک ، پوشاک ، امنیت جسمی و روحی و روانی چه قبل از تولد که نیازمند قرار گرفتن درپناهگاه امن شکم مادر است و چه بعد از تولد که نیازمند هوا و تنفس و همچنین نیازمند شیر مادر و کمک والدین برای رفع حاجاتی است که قادر به تامین آنها نیست . و به همین ترتیب بسته به رشد انسان شرایط و نیاز های او گسترش می یابد ، به طوری که می توان گفت نیازهای انسانی پایان ناپذیر است .
حال وقتی انسان به بلوغ فکری میرسد نیازهای جدیدی را متفاوت با سایر نیازهایی که تا کنون پشت سر نهاده در سر راه خود احساس می کند که کاملاْ او را از درون به تلاطم وا می دارد، چیزی دردرونش دریای نا آرام و مواجی را شبیه سازی می کند ، ابهام در اعماق وجودش موج می زند ، به دنبال جوابهایی است که آنچه را برایش نامعلوم است را پاسخ دهد .
دیگر نیازهایش برای تکامل زندگی کاملاً عوض شده ، با آنچه که چون گذشته همانند گرسنگی و تشنگی آزارش می داد و با اندک غذا و آبی رفع حاجت می کرد کاملاً تفاوت کرده .
اینجاست که ناصر به زیبایی این نیاز و حس عجیب را گمشده خطاب میکند و اینگونه تفسیر می کند که گویی این نیازی است که انسان رو به سوی خالق سوق میدهد ، نیازی که از درون ما به ما میگوید که از کجا آمده ایم و به کجا خواهیم رفت. ناصر در قطعاتش به صورت غیر مستقیم به این مطلب اشاره دارد که عبور کنید که تنها عبور است که نشان دهنده حرکت است ، پس باید بدانیم و ایمان بیاریم و باور کنیم که اساس خودسازی و رسیدن به پناهگاهی محکم و جاودان توحید است چرا که این توحید است که نقش عبور را ایفا می کند . همانند آنست که اگر کسی بخواهد ساختمانی محکم بنا کند ابتدا باید زیرسازی او درست باشد اگر پایه ، محکم و اساسی نبود آن بنا قابل اطمینان نیست پس سالک باید سیرو سلوک خود را از توحید شروع کند. تا انسان حقیقت را درک نکند که در وجود ، چیزی جز خداوند، منشاء اثر نیست و همه چیز جز ذات مقدس حق فانی است ، و به کمالات انسانی دست نخواهد یافت .
دوستان با درک حقیقت توحید است که انسان با همه وجود متوجه آفریدگار و سرپناه همیشگی خواهد شد.
این تنها بخشی از پیامهایی است که ناصر سعی داشت با اجرای موسیقی پاپ معنوی به گوش خلق برسونه و حال ما با شنیدن تک تک ترانه هاش این تمرین رو شروع میکنیم و همچنین وظیفه ما عاشقان و دوستدارانش است که در نبود ایشان ادامه دهنده راهشون باشیم ، به این طریق که با درک و دریافتی که از ترانه هاشون داریم ، بتونیم اینگونه که باید و شاید پیام ایشون رو در اختیار سایر دوستان قرار بدیم تا همه ازاین نعمت الهی بهره مند بشن
همیشه بخاطر داشته باشیم
<< مقیم دل بازماندگان شدن، یعنی نمردن !! >>
ای ماجرای شعر وشبهای جنون من
آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب
پس با ما همراه باشید
از شما دوستان عزیزم استدعا دارم بعد از گوش دادن به ترانه ماه من احساستون رو نسبت به مطالب گفته شده و شنیده شده بیان کنید منتظر نظرات شما دوستان هستیم .
قربون اون ماه دلتون

