اخیرا کتابی بدستم رسید بعنوان چکیده حکمت جهان خیلی برام جالب بود این کتاب حاصل نکته برداری سید غلامرضا اسلامبولچی از بیش از دو هزار جلد کتاب در مدت چهل و پنج سال مطالعه است که با خوندنش خیلی چیزها دستگیرم شد و حس کردم که اگه ما به اونها توجه کنیم و در زندگی بکار بگیریم قطعا برامون مفید واقع میشه آخه ما آدما همیشه نیاز به یاد آوری داریم و اگه همیشه در حال فراگیری باشیم باز هم نیاز داریم که در طی زندگی به خودمون نهیب بزنیم و ببینیم از نظر معنوی در کجای این کره خاکی قرار گرفتیم انشالله که بتونیم در زندگی به حکمتهای لازم دست پیدا کنیم به فرموده مولا امیر المومنین علی (ع) حکمت. گمشده مومن است پس آنرا فرامیگیرید اگر چه از مردم منافق باشد .
من لازم دونستم گاهی چند جمله زیبا از این کتاب رو برای شما دوستان بذارم تا بتونیم بهره لازم رو ازش ببریم
و
* خدا بسمت شما می آید هر وقت که آماده باشید .بدر میزند هروقت که آماده باشید. شما را درمیابد .آمادگی یعنی دریافت .وقتی کاملا گیرنده باشید.منیت وجود ندارد مثل معبد توخالی و بدون شخصیت میشوید.
* هیچ باشید تا همه چیز حاصل شود.
بمیرید تا خدا شوید
ناپدید شوید تا کلیت شوید
اینجا قطره ناپدید میشود
وآنجا اقیانوسی پدید می آید .
* حضرت عیسی میفرمایند:
اگر خود را رها کنید به انتها خواهید رسید
اگر به خود چنگ اندازید از دست خواهید رفت
اگر بمیرید دوباره متولد خواهید شد
اگر بتوانید تماما با خود مواجه شوید ابدی خواهید شد با ابدیت در خواهید آمیخت
* لحظاتی را که از ته قلب دعا و تمرکز میکنید برای نرم شدن خداوند کافیست . ساعتهای فریاد محاسبه نمیشود.
* آنچه به خداوند ارتباط پیدا میکند باعث لذت و شادی است و آنچه به خود مربوط شود باعث بدبختی است
* با یادگیری به خدا نمیرسید هوشمندی یا تعلیم او خودش را به آنها که خود انتخاب میکند آشکار میسازد
* در طول تاریخ پیروزی همواره با طریقت عشق و حقیقت بوده است
* عشق موانع به ظاهر محال را ذوب میکند و از سر را ه برمیدارد محبت غیر ممکن را ممکن میکند پس حتی به دشمنان خود عشق بورزید چراکه این عشق قلب شما را از هر گونه زنگار و آلودگی پاک میسازد
* نیاز مردم به تو از رحمت خداوند است آنرا قدر بدان و ملولشان مساز
* تنها راه نگهداشتن عشق قسمت کردن آنست.
* همه ما انسانها قادر نستیم با چشم درون ژرفای زندگی ر اببینیم و بیرحمی است از آنانکه بینش اندکی دارند بخواهیم اعماق و دور دست زندگی را ببینند .
* رنج بخشی از زندگی است و آموزنده است اگر رنج نصیبمان نشود بهترین درسهای زندگی را نمی آموزیم اما افسوس که بسیاری از ما این حقیقت ر اتشخیص نمی دهیم و تمام سعی خود را بکار میگیریم تا از تجربه های به ظاهر دردناک اجتناب کنیم
* مادامی که عشق را بدیگران نبخشایید عشق نیست .
* اگر خودت را در همه بینی و همه را در خودت آنوقت است که حقیقت را درک کرده ای .
* خداوندا برای پذیرش آنچه نمیتوانم تغییر دهیم بما متانت و برای آنچه میتوانیم تغییر دهیم شجاعت و برای تشخیص تفاوت این دو خرد و درایت عنایت فرما
تقدیم به روح پر فتوح ناصریای عزیز و امیدواریم که همه بتونیم در زندگی برای رسیدن به معنویات تلاش کنیم
امشب شب شهادت امام جواد(ع) خیلی دلم گرفته لازم دیدم که برای ادای احترام به محضر مبارک آن حضرت مطالبی رو براتون بنویسم حس میکنم امشب شب نیایشه از اون نیایشهایی که فراخواندن خویشتن ماست سخن گفتن با خداوند... آخه میدونید که همیشه با دلی شکسته اگه به درگاه حق پناه ببریم حتما بیشتر حسش میکنیم و صداشو بهتر با گوش جان میشنویم پس قبل ازنیایش مطالبی ازتولدو شهادت آن امام بزرگوار براتون تهیه دیدم که امیدوارم مورد استفاده لازم قرار بگیره ...

علامه مجلسي (ره) در جلاءالعيون مي نويسد: ابن شهر آشوب به سند معتبر از حكيمه خاتون دختر امام موسي كاظم (ع) روايت مي كند كه :
روزي برادرم حضرت رضا(ع) مرا طلبيد و فرمود:
اي حكيمه امشب فرزند مبارك خيزران متولد مي شود و بايد تو در وقت تولد او حاضر باشي.
من در خدمت آن حضرت ماندم , چون شب فرا رسيد حضرت مرا با خيزران و زنان قابله به حجره آورد و چراغي نزد ما افروخت و از حجره بيرون رفت و در را بر روي ما بست .
حكيمه خاتون مي افزايد : خورشيد امامت با بدنيا آمدنش حجره را نوراني كرد بر آن حضرت پرده نازكي چون جامه احاطه كرده بود و نوري از حضرت ساطع مي شد
چون نور مبين را در دامن گرفتم . آن پرده حائل را از خورشيد جمالش دور كردم . حضرت امام رضا(ع) به حجره آمد .
پس از آنكه حضرت جواد (ع) را در جامه ها مطهر پيچيده بوديم و حضرت رضا(ع) آن گوشواره امامت را از ما گرفت و در گهواره عزت و كرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود : از اين گهواره جدا مشو .
چون روز سوم ولادت فرا رسيد، امام جواد(ع) ديده حقيقت بين خويش را به آسمان گشود وبه سوي راست و چپ نظر كرد و به زبان فصيح ندا داد :
"اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله ."
چون اين حالت غريب را از آن نور ديده مشاهده كردم، به خدمت حضرت رضا(ع) شرفياب شدم و آنچه ديده و شنيده بودم را به خدمت حضرت عرض كردم .
حضرت فرمود :پس از اين عجايب بسيار را بيش از آنچه مشاهده كردي، مشاهده خواهي كرد.
معجزه و كرامات به اذن خداوند سبحان از نشانه هاي ائمه معصومين (ع) است .
نمود معجزات و كرامات ائمه اطهار(ع) از آغاز دوره امامت امام جواد(ع) به بعد در زندگي و سيره معصومين (ع) از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ چرا كه محدوديت شديد ائمه در اين دوره از سوي مخالفين و ظهور فرقه ها و نحله هاي گوناگون موجب گشت تا امام جواد (ع) و ائمه پس از او براي اثبات حقانيت و امامت خويش بيش از ائمه قبل، از قدرتي كه خداوند سبحان در اين خصوص به آنها عطا كرده بود استفاده كنند.
شفاي چشم
محمد بن ميمون مي گويد : به همراه امام رضا(ع) در مكه بودم. به حضرت عرض كردم مي خواهم به مدينه بروم، نامه اي براي ابي جعفر بنگار تا با خودم ببرم .امام رضا(ع) تبسمي كرد و نامه اي نوشت . به مدينه رفتم در حاليكه چشمهايم به دردي مبتلا بود . به درب خانه امام جواد (ع) رفتم، نامه را تحويل دادم . موفق غلام امام ، گفت : سر نامه را بگشا و در پيش روي امام قرار ده . اين كار را كردم، آنگاه حضرت جواد (ع) فرمود : اي محمد وضعيت چشمت چگونه است ؟ عرض كردم يا بن رسول الله ، همانگونه كه مشاهده مي فرماييد بيمار است و نورش رفته است .
حضرت جواد (ع) دستش را دراز كرد ، بر چشمم كشيد ، بيناييم چون سالمترين زمانش گشت . دستها و پاهاي حضرت را بوسيدم و در حالي بازگشتم كه بينايي ام را بازيافته بودم و اين در زماني بود كه سن حضرت كمتر از سه سال بود.
آزادي از زندان
اباصلت مي گويد : پس از دفن حضرت رضا(ع) ، به دستور ماُمون يك سال زنداني شدم. پس از يك سال از تنگي زندان و شب نخوابي به ستوه آمدم ، دعا كردم و براي رهايي از زندان محمد(ص) و آل محمد (ص) متوسل شوم. از خداوند خواستم به بركت آل محمد (ص)در كار من گشايشي انجام دهد .
هنوز دعايم به آخر نرسيده بود كه حضرت ابي جعفر(ع) نجات بخش گرفتاران عالم ، وارد زندان شد و فرمود: اي اباصلت از تنگناي زندان بي تاب شده اي .عرض كردم به خدا سوگند سخت بي تابم .
فرمود: برخيز ، دستي به زنجيرها زد و غل و زنجيرها از دست و پاي من بر زمين افتاد. سپس دست مرا گرفت و از كنار نگهبانان زندان عبور داد .نگهبانان در حالي كه مرا نظاره مي كردند ، توان سخن گفتن با مرا نداشتند و از زندان خارج شدم . سپس حضرت فرمود : برو در امان خدا كه هرگز نه دست مامون به تو مي رسد و نه دست تو به مامون.
اباصلت مي گويد : همانگونه كه حضرت فرمود تا حال مامون را نديده ام.
شخصيت بي نظير، جذاب و پر نفوذ امام جواد (ع) با پاسخگويي وي به سئوالات وشبهات وارده بر دين در محضر بزرگان تشيع و نيز مناظره با افرادي چون" يحيي بن اكثم" و" ابي داود" آن هم با سني كم و... موجب محبوبيت روز افزون امام جواد (ع) در بين مردم شد . اين محبوبيت ، زنگ خطر را براي دستگاه بني عباس به صدا درآورد .
مامون كه بر آن بود تا با زيركي خاص خود و كمك امّ الفضل و بهره برداري از جايگاه دامادي امام جواد (ع) به مهار وقايع روزگار خود خصوصا علويان بپردازد ، در روز پنج شنبه هفدهم رجب يا شعبان سال 218 از دنيا رفت ومعتصم برادر وي با نگرشي ديگر به معادلات سياسي و اجتماعي وي روحيه سپاهي گري و نظامي گري به قدرت رسيده بود. وجود حضرت را هرگز تحمل نمي كرد، از اينرو پس از رسيدن به خلافت، امام جواد(ع) را از مدينه به بغداد فرا خواند كه در حقيقت اين فرا خواني، آغاز محدوديت و محصور كردن امام به شمار مي آيد.
بنابر روايات امام رضا (ع) ، امام جواد(ع) قرباني خشم و غضب شد ، خشم و غضبي كه ريشه در عجز و ناتواني دستگاه بني عباس در مقابل شخصيت و درايت حضرت داشت.
حكيم بن عمران مي گويد هنگامي كه حضرت به دنيا آمد امام رضا (ع) به ياران خويش فرمود : براي من فرزندي به دنيا آمده كه مانند " موسي بن عمران " درياها را مي شكافد و چون "عيسي بن مريم" مادر او مقدس و پاكيزه و پاكدامن است . سپس فرمود: اين فرزند من از روي خشم و غضب كشته مي شود و اهل آسمانها بر وي مي گريند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب مي كند و در مدت كوتاهي آنانرا به عذاب دردناك مبتلا مي سازد
عمر مبارك امام در اين سال 218ه.ق بيست و سه سال بود و اين دومين سفر حضرت به بغداد بود. حضرت كه در سفر نخست به دستور مامون به بغداد فرا خوانده شده بوددر واكنش به پرسش اسماعيل بن مهران كه عرض كرد :
اي مولاي من ، اكنون كه مدينه را ترك مي كني براي شما نگرانم. تكليف چيست وامام بعد از تو كيست ؟
امام جواد(ع) با لبخندي معنا دار فرمود:" ليس حيث طننت في هذه السنه "، آنچه را كه تو گمان مي كني (براي آن نگراني ) در اين سال واقع نمي شود .
امام در سفر دوم خود و احضار وي از سوي معتصم ، در پاسخ به پرسش اسماعيل بن مهران كه عرض كرد: اي مولاي من، جانم به قربانت، مدينه را ترك مي كني، تكليف ما بعد از تو چه خواهد بود ؟
امام فرمود: " الامر من بعدي الي ابني علي " امر امامت و پيشواي بعد از من برعهده فرزندم علي (ع) است
تاريخ به نقش چند نفر در به شهادت رساندن امام جواد(ع) اشاره مي كند كه آنان عبارتند از : معتصم عباسي، جعفر بن مامون برادر معتصم ، ام الفضل فرزند مامون و همسر امام جواد(ع) يحيي بن اكثم و احمد بن داود دو قاضي مشهور دربار.
بي شك نقش تحريك كننده فكري و فرهنگي را افرادي چون يحيي بن اكثم و احمد بن ابي داود كه در دوران مامون در مناظرات از حضرت شكست خورده بودند ،مهيا ساخته بودند. نقش جعفر بن مامون در شهادت حضرت نقش تحريك عواطف خواهرش كه فرزندي از حضرت نداشت و مورد كم توجهي حضرت قرار مي گرفت بود و معتصم را مي توان دستور دهنده قتل ، و ام الفضل را مجري آن بر شمرد.

آغاز توطئه
پس از شكست ابي داود قاضي مشهور دربار عباسي در خصوص اجراي حد سارق ، روح انتقامجويي و كينه از حضرت (ع) كه ناشي از دست رفتن جايگاه علمي خود در نزد خليفه دربار و مردم بود ، ابي داود را بر آن داشت كه معتصم تاثيرپذير را نسبت به امام جواد (ع) بدبين نمايد .
زرقان دوست نزديك و صميمي " احمد بن داود " مي گويد: .... " ابي داود براي من نقل كرد پس از شكست از" ابي جعفر" به قدري ناراحت شدم كه آرزوي مرگ كردم، بدين جهت روز سوم ( جلسه بحث ) نزد معتصم رفتم و گفتم : خير خواهي و نصيحت امير المومنين بر من واجب است كه اگر از آن سر باز زنم ناسپاسي كرده و سزايم آتش دوزخ است .
معتصم علتش را پرسيد ؟
به او گفتم : زماني كه امير الموُمنين فقهاءو علماء را در مجلسي گرد هم مي آورد تا به حل يك مسئله ديني دست يابد . و علما ء و فقها در مجلسي فتواي خود را اعلام مي كند در آن مجلس اعضاي خانواده ، وزراء ، فرماندهان ارتشي و ... حضور دارند و مردم نيز در بيرون به اين نكته آگاهي مي يابند كه خليفه فتواي علماء و فقهاء را كنار گذارده و راُي و فتواي كسي را مي پذيرد كه گروهي از امت به امامت وي معتقدند و وي را برتر و دانشمند تر از ديگران قلمداد مي كنند ؟
تكليف حكومت و علماي دربار چه مي شود ؟
چه حيثيتي براي آنان باقي مي ماند ؟ آيا چنين كاري زمينه انحراف افكار عمومي از خلافت و تمايل و توجه به ابي جعفر (ع) را مهيا نمي كند ؟
معتصم با شنيدن سخنانم رنگ چهره اش تغيير كرد و گفت :
جزاك الله عن نصيحتك خيرا .. خداوند به تو جزاي خير دهد بخاطر نصيحت خير خواهانه ات .
چهار روز پس از اين جلسه مناظره امام جواد (ع) به دست ام الفضل به شهادت رسيد .
تاريخ نويسان نحوه شهادت حضرت را به سه گونه مختلف روايت كرده اند .
روايت نخست:
معتصم به يكي از وزيران خود دستور داد تا امام جواد(ع) را براي صرف ناهار به خانه خويش دعوت و آن حضرت (ع) را مسموم نمايد .
معتصم تاُكيد كرد كه اگر امام جواد(ع) از پذيرش دعوت امتناع كرد به وي بگويند كه مجلس خصوصي است !
اين وزير ، امام جواد (ع) را براي خوردن نهار به خانه خويش دعوت كرد كه با اكراه و امتناع حضرت روبرو شد .
وزير با اصرار و تاُكيد فراوان و بيان اين مطلب كه : بسيار دوست دارم كه حضرت پاي خود را بر فرش منزل من بگذارد و خانه ام به قدوم وي تبرك يابد و دوست دارم يكي از وزيران نيز تو را زيارت و ملاقات كند ، حضرت را مجبور به پذيرش دعوت كرد .
امام بر سفره نهار با خوردن اولين لقمه احساس مسوميت كرد . از اينرو خواستار مركب خود براي رفتن از منزل شد . حضرت پس از خوردن آن لقمه در برابر اصرار وزير در خانه او فرمودند :
"خروجي من دارك خير لك "، در منزل تو نباشم براي تو بهتر است. امام جواد (ع) با همان حال مسموميت منزل را ترك كرد و آن روز و آن شب بر اثر مسموميت و ناتواني درد كشيد و سپس بيست ساعت پس از خوردن آن لقمه به شهادت رسيد .
روايت دوم :
ابن شهر آشوب روايت مي كند : پس از دعوت اجباري معتصم از امام جواد (ع) و استقبال ظاهري از آن حضرت (ع) ، معتصم "اشناس" فرمانده ترك سپاه خود را ، با هدايايي به نزد امام جواد (ع) و ام الفضل فرستاد .
وي ماُموريت داشت تا " شربت ريواس " ترش مزه اي را كه به همراه خويش داشت به حضرت بخوراند . اشناس پس از دادن هدايا و خوشامدگويي به امام جواد (ع) گفت : اين شربت خوش طعمي است كه با يخ خنك شده است و خليفه ، احمد بن ابي داود ، سعيد بن خضيب و بسياري از سر شناسان دربار نيز آن را نوشيده اند . خليفه دستور داده است تا اين شربت خنك را الآن ميل نمايي !
امام جواد (ع) شربت را گرفت و فرمود: اشكالي ندارد، شب آن را مي خورم ولي اشناس گفت : هم اكنون شربت خنك است و اگر بماند يخ آن آب مي شود و خاصيت خود را از دست مي دهد ، اكنون بايد ميل كني .
امام جواد (ع) با اطلاع از نقشه وي در حال اجبارآن را نوشيد.
روايت سوم:
پس از به خلافت رسيدن ابواسحاق محمد بن هارون معروف به معتصم عباسي ، وي براي به شهادت رساندن ابي جعفر (ع) نقشه ها و حيله ها مي كشيد تا اينكه به ام الفضل ، دختر هارون و همسر امام جواد (ع) دستور داد تا حضرت را مسموم نموده و به شهادت رساند .
معتصم كه از احساسات زنانه ام الفضل خبر داشت و مي دانست وي ازامام جواد (ع) راضي نيست و امام جواد (ع) همسر ديگر خود "ام الحسن " را كه براي وي فرزند پسري بدنيا آورده است برام الفضل كه نازاست ترجيح مي داد، بهترين فرد براي به شهادت رساندن حضرت ديد.
ام الفضل همسر بي وفاي حضرت (ع) به دستور عمويش معتصم تن در داد .
از آنجا كه معتصم و جعفر مي دانستند كه امام (ع) انگور را بسيار دوست دارد زهري را در "انگور رزاقي " تزريق كردند و ام الفضل نيز نوزده دانه انگور به امام جواد (ع) خورانيد .
همين كه امام انگور مسموم را خورد، ام الفضل سخت اندوهگين و پريشان شد و شروع به بلند گريستن كرد .
امام جواد(ع) متوجه حركت خائنانه وي گرديد. رو به ام الفضل كرد و گفت چرا گريه مي كني ؟ به خدا سوگند خداوند تو را به زخمي لاعلاج مبتلا خواهد كرد و گرفتار بلايي خواهي شد كه توان بازگو كردن آن را براي كسي نداري .
بحار الانوار ج 50 ص 17
سال شهادت
ابن ابي ثلج بغدادي متوفاي 325 هجري در تاريخ ائمه ، محمد بن يعقوب كليني متوفاي 328 هجري در اصول كافي ، شيخ مفيد متوفاي 413هجري در الارشاد ، طبرسي امامي متوفاي قرن پنجم در دلائل الامامة ، علامه مجلسي متوفاي 1111 در بحار الانوار، محدث قمي متوفاي 1359 هجري . در منتهي الامال سال شهادت حضرت را 220 هجري مي دانند .
روز شهادت
ابن ابي ثلج بغدادي و محمد بن يعقوب كليني روز شهادت حضرت را سه شنبه ششم ذيقعده سال 220هجري قمري و محمد بن حرير بن رستم طبري سه شنبه پنجم ذيحجه سال 220 هجري دو ساعت پس از بالا آمدن آفتاب را روز شهادت حضرت خوانده اند .
علامه مجلسي ، شيخ عباس قمي ، سيد محمد كاظم قزويني آخر ماه ذيقعده سال 220هجري را روز شهادت امام جواد بر مي شمارند
همه محدثان و مورخان بالاتفاق مكان شهادت حضرت امام جواد (ع) را بغداد مي دانند .
پيشتر حضرت رضا (ع) درباره قاتلان امام جواد (ع) فرموده بود :
"فرزند من از روي خشم و غضب كشته مي شود و اهل آسمانها بر او مي گريند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب مي كند و در مدت كوتاهي آنانرا به عذاب دردناك مبتلا مي سازد ".
پيشگويي حضرت رضا (ع) عملي شد و جعفر بن ماُمون كه تحريك كننده خواهرش ام الفضل بود در همان روزهاي پس از شهادت امام جواد (ع) در چاهي افتاد و بر اثر ضربه اي كه بر سرش خورد دچار جنون گرديد و بقيه عمرش را با ديوانگي و جنون به سر برد .
معتصم عباسي كه دستور قتل حضرت را صادر كرد بيش از شش سال ديگر حكومتش دوام نيافت .
اما سر نوشت ام الفضل سر نوشت دردناكي بود كه حضرت امام جواد (ع) قبل از شهادت براي او ترسيم كرده بود ، دچار شدن به بيماري كه وي از گفتنش نيز اكراه داشت .
ام الفضل دچار بيماري داخلي و زنانگي شد كه توان بازگو كردن براي ديگران را نداشت. وي تمام دارايي هاي خويش را خرج درمان خود كرد اما معالجه نشد و در كمال فقر و تنگدستي جان خود را از دست داد .
مناجات
بارخدایا !
با دادن توفیق پرهیز از گناه رحمت ما را بر فرشتگان بزرگوار نویسنده ی کردار ما سبک گردان و کارنامه ما را از نیکی ها لبریز کن و مارا نزد آنان با کردارهای زشتمان خوار مگردان
بارخدایا !
چون ناگزیر از کاستی در دین یا دنیا شویم کاستی را در زودگذرترین و قبول توبه را در ماندنی ترین قرار ده
با خدایا!
تو ما را ناتوان آفریده ای و بنیاد ما را بر سستی نهاده ای و از آبی خوارمایه آغازمان کرده ای پس ما را توانی جز توانمندی تو و نیرویی جز یاری تو نیست پس ما را با توفیق خویشتن نیرومند کن و با راهنمایی خویش به راه راست هدایت فرما و دیدگانمان را از آنچه ناساز با مهر توست کورگردان و هیچ یک از اندام ما را در نافرمانی خویش موثر قرار مده !
آمین
در ضمن سالروز شهادت سید خلیل عالی نژاد آن بزرگمرد عارف رو هم به همه عارفان و عاشقان حق وحقیقت و دوستان ناصریم تسلیت میگم و امیدواریم که بتونیم روهرو راه عزیزانی همچون ایشان و ناصر عزیزمان باشیم ....
یا حق
وقت بخیر
این نوشته ی دکتر شریعتی رو خیلی دوست دارم و همیشه مرورش میکنم میدونم که دوستداران ناصریا هم از خوندنش لذت میبرن و تصمیم گرفتم بعنوان یک پست بذارم تا شما دوستای مهربونم هم اونو بخونید و دعا کنید ....

ای خداوند!
به علمای ما مسوولیت
و به عوام ما علم و به دینداران ما دین
و به مومنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان
و به متعصبین ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب
و به زنان ما شعور و به مردان ما شرف
و به پیران ما آگاهی و به جوانان ما اصالت
و به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده
و به خفتگان ما بیداری و به بیداران ما اراده
و به نشستگان ما قیام و به خاموشان ما فریاد
و به نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور
و به محققان ما هدف و به مبلغان ما حقیقت
و به حسودان ما شفا و به خودبینان ما انصاف
و به فحاشان ما ادب
و به فرقههای ما وحدت
و به مردم ما خود آگاهی
و به همه ملت ما همت تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخشا.
![]()
خدایا: خودخواهی را چندان در من بکُش ، یا چندان برکش
تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.
خدایا: به مذهبی ها بفهمان که:
آدم از خاک است.
بگو که:
یک پدیده مادی نیز به همان اندازه خدا را معنی می کند که یک پدیده غیبی،
در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت.
و مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید ، پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.
دکتر علی شریعتی
(به اطلاع دوستان عزیز میرسونم دوست خوبمون مهدی در وبلاگ ناصریای بندردر ماه مبارک رمضان ختم کلام الله مجید رو برای شادی روح ناصر تدارک دیده اگه مایلید توی این امر مهم شرکت کنید در قسمت پیوندها به این وبلاگ مراجعه فرمایید)
با تشکر
سلام
روز چهارشنبه همه دوستان به خیر و شادی
امروز حس خوبی داشتم و خواستم در این روز مبارک یه مطلبی بنویسم که بخصوص بچه های ناصریا
مثل همیشه چهارشنبه ناصری رو شروع کرده باشن .
اینهم دعای روز چهارشنبه و مطالب جالبی که خوندنش براتون خالی از لطف نیست .

|
|
دعـای روز چهارشنبه |
| ||
| ||||
وی تحصیلات مقدماتی و ادبیات را در محضر آیت الله حاج شیخ محمدرضا تنكابنی فرا گرفت و عرفان را نیز از محضر آیتالله شاهآبادی تلمذ كرد. ظاهرا بخشی از معقول را نیز غیر از درس آیتالله شاهآبادی از محضر آیتالله میرزا مهدی آشتیانی مدرس بزرگ حكمت و فلسفه آموختند. زیرا روزی در بین سخنانشان فرموند: «ایشان - میزرا مهدی آشتیانی - بخش وجود ذهنی را كه میفرمودند با عباراتی بسیار مغلق و خراباتی بیان میكردند.» كه دال بر استفاده ایشان از محضر آن حكیم بزرگ است، اما مدت این كسب فیض مشخص نیست.
این عالم ربانی در نهایت، در سن 88 سالگی دار فانی را وداع گفت و پیكر این عالم بزرگوار، در دوم مرداد ماه سال 86 از مسجد ارك تهران واقع در خیابان پانزده خرداد به سوی حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) تشییع شده، و در همان مکان مقدس به خاک سپرده شد.
زیارت عاشورا، یادگاری از حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حق شناس(ره) و نکته قابل توجه اینکه ایشان یوم الشروع را روز چهارشنبه تاکید فرمودند...
ایشان میفرمودند:
شما چهل روز زیارت عاشورا بخوانید و در آن چهل روز مراقبت شدید نفس را عهدهدار باشید؛ هر حاجتی که از خدا بخواهید به شما داده میشود و اگر از خدا حاجتتان را نگرفتید، بیایید که من برای شما حاجتتان را از خدا میگیرم و من ضامن آن هستم .
اما طریقه ختم زیارت عاشورا در چهل روز از زبان حضرت استاد آیت الله حقشناس به شرح زیر است:
مقدمه زیارت باید به شرح زیر به جا آورده شود:
1-صد مرتبه تکبیر .
2-لعن و سلام زیارت (اللهم العن اول ظالم ... ، السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی...) هر کدام یک مرتبه .
3-زیارت عاشورا از اول تا ابتدای صد لعن یک مرتبه .
4- دو رکعت نماز هدیه به ابا عبدالله الحسین علیه السلام .
5- صد مرتبه تکبیر .
و پس از انجام مقدمه شروع به خواندن زیارت مینمایید به شرح زیر:
1- خواندن زیارت عاشورا از ابتدا تا انتها به همراه صد مرتبه لعن و صد مرتبه سلام .
2- دو رکعت نماز آخر زیارت عاشورا که این دو رکعت نماز جزء زیارت است .
اما لازم است که نکات زیر در این اربعین حتما رعایت شود:
1-ایشان میفرمودند: در طول این چهل روز برای سلامتی حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه صدقه بدهید.
2- ایشان تاکید زیادی داشتند که در طول این چهل روز میبایست مراقبه اعمال صورت بگیرد. یعنی واجبات انجام گرفته و محرمات ترک گردد. گریههای آیت الله حقشناس وقتی از گناه صحبت میکردند و با لفظ زیبای «ببین داداش جون» جوانان را به دوری از گناه توصیه میکردند؛ همراه با این جمله بود که گناه باعث عدم استجابت دعاست .
3- ایشان میفرمودند: در طول چهل روز کسی جز اهل منزل از انجام زیارت عاشورا توسط شما مطلع نگردد. زیارت را مخفیانه بخوانید تا کسی مطلع نگردد و این سفارش استاد، نکاتی داشت که در این مختصر نمیگنجد .
4- ایشان تاکید میکردند که مابین انجام زیارت عاشورا صحبتی صورت نگیرد. از آنجایی که انجام اعمال زیارت با اوصاف فوق حدود یک ساعت و نیم به طول میانجامد ایشان تاکید داشتند مابین زیارت صحبتی نشود البته ناگفته نماند که این مطلب را ایشان شرط صحت نمیدانستند لکن بر این مطلب تاکید میکردند .
5- میفرمودند: بین طلوع و غروب آفتاب زمان انجام عمل است و تاکید میکردند روز چهارشنبه به عنوان یوم الشروع انتخاب شود
البته برای بانوان هم که در طول یک چلّه ممکن است دارای عذر شرعی باشند نیز دستور میدادند که باید برای ایام دارای عذر، نائب گرفته تا از جانب ایشان زیارت را ادامه دهد .

جملات قصار از آیة الله حقشناس:
- شب زنده داری بر روزیتان میافزاید.
- پیامبران و اوصیاء الهی برای این که طمعی به بیت المال نداشته باشند هر کدامشان مشغول کاری بودند.
- عاقل بدون ایمان، شیطان است.
- عمر شما در اثر خدمت به مردم زیاد میشود.
- اگر خدا را میخواهی باید از خودیت خودت بگذری.
- باید عمل به دستورات و اوامر معصومین سلام الله علیهم کرد، نه این که ما بتوانیم مثل آنها بشویم.
- حضرت ملک الموت علیه السلام به صورت عمل خودمان ظاهر میشود.
- در اولین قدم سیر و سلوک، پروردگار متعال آزمایش را شروع میکند.
- مقام مراقبه یعنی این که سالک تمام و کمال در محضر و حضور حضرت حق قرار دارد.
- اول سفر الی الله سحرخیزی است.
- وسایل وصال به مطلوب را نیز باید دوست داشت.
- تنها راه تشخیص وسوسه شیطانی از نفحات قدسی مراقبه است.
- اگر تحصیلات علمی شما با علم اخلاق توأم نباشد، منقطع میشود.
- خدای متعال میفرماید: ای دنیا! خدمتگزار باش کسی را که خدمتگزار من است. یعنی کسی که (همّ او واحد است) و آزار بده کسی را که خدمتگزار توست.
- هر انسانی یک تکلیف اجتماعی دارد و یک تکلیف انفرادی.
- دین، عمل به بندگی حضرت حق است.
- اگر سالک بداند که در شناخت پروردگار چه چیزی نهفته است دیگر به زرق و برق دنیا اهمیت نمیدهد.
- اگر از باب رحمت حق، قصد ورود دارید، باید کمی پول خرج کنید و به فقرا و مسکینان و یتیمان کمک کنید.
- موسی علیه السلام ده سال در مدین، شاگردی کرد و استاد شد. بدون استاد نمیشود سیر کرد.
- اگر اراه کنی که خودت را حفظ بکنی پروردگار هم در هنگام ارتکاب به معاصی برای تو ایجاد مانع میکند.
- اگر آن دین خالص در قلب ما وارد شود تمام آن شلوغیها از قلب مفارقت میکند. پس دلیل شلوغی قلبی من اینست که از دین خالص در آن خبری نیست.
- رسول اکرم صلی الله علیه و آله میفرمایند: اگر کسی ما را دوست دارد باید به دستورات ما عمل کند آیا کافی است کسی بگوید من علی را دوست دارم ولی فعال نباشد و عمل به فرمایشان ایشان نداشته باشد؟!
- باید نه آنقدر تنبل باشید که مردم بگویند کلّ [وبال] بر جامعه است و نه آنقدر فعالیت در دنیا داشته باشید که عرف بگوید چهار دست و پا افتاده روی دنیا.
- روش رسول اکرم صلی الله علیه و آله از طریق اخلاق عملی است. علم رسول خدا علم رهبانیت نیست.
- علم حقیقی علمی است که انسان را به هدایت خاصه راهنمایی کند. علمی است که او را به احوال دلش آگاه بکند.
- خداوند متعال از جهل نمیگذرد.
- حب دنیا و حب خدا در یک دل جای نمیگیرد. باید از یکی از آنها گذشت.
- خوش خلقی، خوی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله است، مردم را با اخلاق عملی و با روی خوش به اسلام دعوت کنید.
- گمشده مؤمن حکمت و دانش است. این از ملاقات با امام زمان (عج) بالاتر است.
- علم را برای عمل کردن یاد بگیرید. علت عدم رسیدن ما به مقامات عالیه اینست که ما عمل در کلاسهای قبل نکردیم.
- امر آخرتتان را اصلاح کنید تا امورات دنیای شما اصلاح شود.
- آنچه که شما در سفر آخرت همراهتان دارید علم و عمل صالح خود شما است.
- قدم به قدم عمل خود را با فرمایشات معصومین سلام الله علیهم منطبق کنید.
- تنها یاور شما در مواجهه با حضرت ملک الموت سلام الله علیه عمل صالح شماست.
- تعلقات است که مانع پرواز انسان میشود.
- توفیق شما در سیر الی الله منوط به اینست که چقدر به افراد جامعه احسان میکنید و این در رأس امور است.
- اهل بهشت حسرت هیچ ساعتی از عمر خود را نمیخوردند، الا ساعاتی را که در دنیا در غفلت بودند و ذکر پروردگار متعال را نکرده بودند.
- آن نیرویی که بتواند شما را در مقابل شیطان و نفس محافظت کند محبت به پروردگار متعال است.
- مباد نعمتهای خدای متعال شما را مغرور کند.
- اگر بخواهید از دنیا استفاده کنید باید اول از پله آخرت شروع کنید.
- تا زمانی که توجه به حضرت حق دارید در رحمت خداوند متعال هستید.
- ابلیس شاگرد نفس است، اگر شما بخواهید این نفس را که استاد شیطان است بکوبید و رامش کنید باید خود را فقیر کنید، باید خودتان را در مقابل عظمت حضرت حق هیچ بدانید.
- بعد از این مرحله، مرحله شب زندهداری است. این دو راه، راه مبارزه با نفس است.
- قلب خانه ملائکه است، صفات رذیله مثل سگهای پارس کنندهای هستند و ملائکه در خانهای که سگ باشد وارد نمیشود.
- آن شیطانی که مسئول نماز شب است از همه قویتر است در وسوسه کردن. اما نسبت به مخلصین اسلحهاش کارگر نیست. مواظب آن شیطان باشید.
- هی در صدد نباشید روایت بنویسید و علم دیگری یاد بگیرید، باید عمل هم با آن همراه باشد. اگر به دانستنیهایتان عمل نکردید هر روز از پروردگار متعال دورتر میشوید.
- هر چقدر ایمان مومن ترقی بکند یک غصهای بر او مسلط میشود که نکند حجابی بیاید و بین او و محبوبش جدایی افکند.
- در آخر الزمان شیطان میآید و اول کاری که میکند عقیدهها را میبرد.
یک نکته بسیار قابل توجه : دوستم الهام بهم متذکر شد که اگه از امروز زیارت عاشورا رو شروع کنیم تا چهل روز - روز چهلم به پایان ماه مبارک رمضان میرسه و اینو به فال نیک میگیریم از این دوست خوبم هم ممنونم.
امیدوارم که این مطالب برای همه ما مفید واقع بشه .
یا حق
ولادت شیر خدا، مظهرالعجائب، آن رادمرد هستی و همای رحمت و سعادت بشریت در زمین و آسمان را به تمامی مردم جهان بویژه دوستدارانش تبریک عرض مینمائیم.
![]()
علي (ع) وجود الهي و آسماني دارد رواني پاك و مقامي والا پرتوي درخشان و رازي نهان.گوياي حقايق و راستي ها منبع علم و حكمت و نظر او فصل الخطاب است علي (ع) كسي است كه دانش "كتاب خدا" در سينه اوست. او كسي است كه خداوند راز خود را در دل او به وديعه نهاد.... او آيت عظماي حق و روشني آشكار دادار مطلق است امروزه جوانان در پي مرادي هستند كه صحراي سينه عطشناك آنان را با آب معرفت اين مرادگه عارفان و سالكان و عرفان سيراب سازد. اين سرچشمه زلال كجاست همواره به طواف معرفت و انديشه و عرفا نش رفته اند چه كسي جز علي بن ابيطالب است. شنا خت عرفان مولا با تامل در" مناجات شعبانيه" مناجات او در كوفه و ديدن صحيفه علويه و تامل در حقايق آن ميسر است. زيارتهاي مطلقه مولاي مومنان نمايشگر گوشه اي از عرفان مولاست.

گزيده اي از كلمات قصار مولي الموحدين امام علي (ع)
با مردم چنان بياميزيد كه اگر مرديد بر شما بگريند و اگر زنده مانديد به شما مهرباني ورزند چون دنيا به كسي روي آورد نيكي هاي ديگران را بدو به عاريت سپارد و چون بدو پشت نمايد خوبيهاي او را بربايد
اگر بر دشمنت دست يافتي بخشيدن او را سپاس دست يا فتن بر وي ساز .
هر كه همراه آرزوي خويش تازد مرگش به سر دراندازد . آنكه كرده و عمل وي او را به جايي نرساند نسب او وي را پيش نراند .
برترين پارسايي نهفتن پارسايي است . با درد خود بساز چندان كه با تو بسازد .
شريف ترين بي نيازي وا نهادن آرزوهاست .
آنكه آرزو را دراز كرد كردار را نابساز كرد .
قناعت مالي است كه پايان نيابد.
شكيبايي دو گونه است شكيبايي بر آنچه خوش نمي شماري و شكيبايي از آنچه دوست مي داري .
جدال تدبير را ويران مي كند . آنكه به نوايي رسيد خود را از ديگران برتر ديد .
در دگرگوني روزگار گوهر مردان پديدار است .
خودپسندي آدمي يكي از حسودان خود اوست .
جوانمردي مهرآورتر از خويشاوندي است .
وفا با بي وفايان بي وفايي است با خدا و بي وفايي با بي وفا وفا بود نزد خدا .
حسد چون كم بود تن درست و بي غم بود .
هر گاه خدا بنده اي را خوار كرد او را از آموختن علم بركنار كرد .
هر كس را در مال خود دو شريك است وارث و حوادث
ستودن بيش از سزا چاپلوسي كردن است و كمتر از آنچه بايد درماندگي است و رشك بردن

ارادت ناصر عبدالهی به حضرت علی (ع)
زنده یاد ناصر عبدالهی علاقه ویژه ای به اهل بیت بخصوص مولا علی (ع) داشت و ارادت او به ایشان در آثاری که بجا گذاشته کاملا هویداست از جمله ترانه احمد ثانی در آلبوم بوی شرجی که گوش سپردن به این ترانه حس خاصی در انسان ایجاد میکند زیراکه او با عشق بی نهایتی که به مولا علی داشت باعث شد که در حلقه محبان آن حضرت درآمده و رمز ماندگاری ایشان نیز همین خواهد بود ....

***به امید روزی که همه ما رهرو راه مولای متقیان باشیم ***

سلام
داشتم به اتفاقات اخیر اجتماعمون و سروصداهای انتخابات فکر میکردم که خیلی دلم گرفت وقتی فکر میکنم از خودم می پرسم که دنیا واقعا ارزش این همه جنجال و دشمنی رو داره ؟ واقعا زندگی توی این دنیا اینقدر اهمیت داره که ما بخاطر کسب قدرت جون همه رو به خطر بندازیم تا به هدفمون برسیم؟ اونم چه هدفی؟ خدمت به خلق خدا یا جلب رضایت خدا؟ یا جلب رضایت و خواسته های خودمون؟ آیا دنیا و تعلقاتش آنقدر ارزش داره که بخاطر اون با هم در ستیز باشیم و قلبمون رو مملو از کینه و کدورت کنیم؟!
بقول ناصر عزیزمون که آنچه که در دنیا ماندگاره عشقه پس چرا باید از عشق ورزی و محبت دست برداریم و با هم بجنگیم آخه مگه این دنیا چی داره که حتی بخاطرش حاضریم همه رو به خطر بندازیم مگه فطرت انسان خداجو نیست؟ خداوند از روح خود به آدم دمید تا به جسم بی جانی که هیچ هویتی نداشت هویت و حیات ببخشه پس چرا ما این حیات رو به جاودانگی تبدیل نکنیم ؟ بقول شاعر که میگه مرده آنست که نامش به نکویی نبرند. ما این دنیا رو با همه تعلقاتش یکجا میذاریم و رخت سفر و میبندیم و آنچه فقط از ما میمونه خوبی و محبته . اگه توی تاریخ گذشته هامون جستجو کنیم خواهیم دید که عده ای از خودشون نام نیک بجا گذاشتند که وقتی اسمشون به زبون میاد ناخودآگاه آدم به یاد حیات و جاودانگی و سرسبزی و افتخار می افته و عده ای هم با بردن نامشون تمام وجودمون مملو از غم و غصه میشه کدوم یک از اینها ارزشمنده؟ کدوم یک رو ترجیح میدیم؟ زندگی پر از شکوه و حماسه یا زندگی پراز جنجال و خشم و نفرت ..
بابا بسه دیگه بیائیم همه برای یکبار هم شده فکر کنیم که چرا این همه عناد ودشمنی!!! چرا اینهمه شیطان رو به حریم دلمون راه بدیم خشم و نفرت برگرفته از وسوسه شیطانه این خداست که فقط عشقه خداست که فقط امیده من فکر میکنم هر کسی که وجودش مالامال از عشق الهی میشه دیگه توی دنیا هم برای خودش جایی رو نمیبینه چه برسه به اینکه برای رسیدن به قدرت و اعتبار دست به مبارزه بزنه ...

همه ما میدونیم که انسانهای بزرگ خشمشون رو فرو میخورن چون به آرامش درونی رسیدن چون خدا رو در خودشون جستجو کردن و پیداش کردن و دیگه جز طاعت خدا و جلب رضایت او هیچ هدف دیگه ای رو دنبال نمیکنن ..
بازم میگم اون چیزی که موندگاره عشقه پس بیائیم به هم عشق بورزیم و دست از دشمنی و کینه برداریم .
ما درطول تاریخ شهدای زیادی داشتیم که خونشون به ناحق ریخته شده٬ ما ناصر عبدالهی ها و سید خلیل ها و شخصیتهای بزرگی رو از دست دادیم که سراسر وجودشون عشق خدا بود البته هجرت برای اونها بد نبود چون به لقاءالله پیوستن ولی ما که موندیم چی؟؟

بیائیم برای یکبار هم شده همه ما از وابستگی به این دنیای فانی و خاکی دست برداریم و فقط قلبمون رو سرشار از مهرو عشق الهی کنیم تا دریابیم که قلب انسان بالفطره چقدر پاک وخالصه و خلقت خدا چقدر با شکوهه .. چرا آینه دل رو به زنگار نفرت و کینه آلوده کنیم . پس کی میخواهیم ارزش انسان بودنمون رو بدونیم پس کی میخواهیم فطرت الهیمون رو درک کنیم ..
بسه به خدا ... فقط از مولامون حضرت صاحب الزمان (عج) میخواهیم که هرچه زودتر بیاد وما رو از شر ظلم و فسادو بیداد و.... این دنیای فانی خلاص کنه ...

ای خدای مهربون ازت میخواهیم که فرج امام زمان (عج) رو هرچه زودتر نزدیک بفرما
آمین یا رب العالمین
در پایان برای تمامی رهپویان راه حق وحقیقت٬ سلامتی و سربلندی و توفیق خدمت به خلق خدا را آرزومندم
به نام خدا
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز
یک مستند از زندگی شخصی و اجتماعی ناصر عبداللهی سـاخته
شده که بر روی چند سایت قرار گرفته شده ، به دلیل حجم بسیار
بالای این فیلم ( 37 مگا بایت )،به سه قسمت تقسیم کرده و حجم
اون رو پایین آوردیم که شما دوستان عزیز راحت بتونید دانلود کنید.
این مستند، بسیار زیبا ساخته شده و گوشه ای از معنویت و زندگی
شرافتمندانه ناصر عبداللهی را به تصویر کشیده است.
تهیه کنندگی و کارگردانی این مستند به عهده آقای ابراهیم احمدی
است و ازنکات قابل توجه این است که عقیل عبداللهی ، برادر کوچک
ناصر عبداللهی در این مستند عهده دار قسمت گرافیک شده است .
امیدوارم با دیدن این مستند بیشتر از پیش ناصر عبداللهی را بشناسید.
دست اندر کاران :
تهیه کننده و کار گردان : ابراهیم احمدی
گرافیک : عقیل عبداللهی
صدا بردار : فرشاد فرزاد پور
تدوین : ابراهیم احمدی
امور رایانه و پشتیبانی نرم افزار : سعید توزنده جانی ، شرکت ژیگس
این مستند رو از لینک های زیر میتونید دانلود کنید
قسمت ۱ (لینک غیر مستقیم )
قسمت ۲ ( لینک غیر مستقیم )
قسمت ۳ (( لینک غیر مستقیم )
با آرزوی سر بلندی و سر افرازی بیشتر ناصر عبداللهی
(این پست همزمان با وبلاگ ناصریای بندر بروز شد)
یا علی
ناصر تا زمین و زمان است زنده و پایدار است
به نام خدای عشق هستی ...
انگار همین دیروز بود که ناصر از بوی شرجی برایم می گفت، انگار همین دیروز بود که ناصر در حالیکه در بیمارستان بستری بودم، بر بالینم آمد،( با کاست هوای حوا )

شب از نیمه گذشته بود، اما وقتی بر بالینم آمد، از آن روی نازنین و بشاشش که پر بود از انرژی، از نوع انرژیهای ماورائی اش نیرو گرفتم و تا پاسی از شب گپ زدیم، انگار همین دیروز بود، در یک سفر هوایی هواپیما دچار افت و خیزهایی شد و ناصر بود که به همه امید می داد و ...
بماند. غروب است و دلم سخت گرفته و بوی شرجی جنوب مست خود ساخته ام، دلم می خواهد یک عمر بگویم چرا؟
نمیدانم اصلاً ناصر را رفته محسوب نمی کنم، ناصر تا زمین و زمان است زنده و پایدار است و زنگ دلنواز صدایش در گوشم یا فاطمه بنت نبی (س) را می شنود و آرامم می کند چه کسی می گوید تو رفتی، تو خود میدانی و قبلاً هم قراری داشتیم که هر کدام رفت دیگری خود را هر طور شده به او برساند و من در حال تمرینم و هنوز به کمالیکه تو رسیدی نرسیدم، حس غریبی اینرا می گوید و در گوشم زمزمه می کند
حال چیست نمی دانم...؟!
و اما اُف و صد اُف بر این مرده پرستان زنده کُش، بگذار زبانم در دهان نچرخد و چیزی نگویم و همچنان بغضی در گلویم بماند.
ای تنگ نظران بدانید تا زمین و زمان وجود دارد ناصر زنده و صدای گرمش گوشهایتان را می نوازد تا رقص کنان به کمال الهی برسیم.
ناصر عزیزم میبینمت، خیلی زود به شرط آنکه قولمان را فراموش نکرده باشی.
رضا ایرانمنش
با تشکر از دکتر حسن زاده
********************

یکبار خواب دیدن تو به تمام عمر می ارزد
پس نگو که رویای دور از دسترس خوش نیست
قبول ندارم
گرچه به ظاهر جسم خسته است ولی دل دریایی است
تاب و توانش بیش از اینهاست
دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد ... باشد
دوستت خواهم داشت بیشتر از دیروز
باکی ندارم از هیچ و هرکس که تو را دارم
عزیز...

به هر گوشه ای نظاره میکنم تو را میبینم
تو را میبینم که با لبخندی از عشق و امید مرا به سوی نیروی لایزال الهی هدایت میکنی
نیرویی که مافوق همه نیروهای زمینی است ، نیرویی که فقط با عشق میتوان آنرا توصیف کرد
تو بمن آموختی که در تمام لحظات میتوان خدا را جستجو کرد،
آموختی که این عشق الهی است حق لایتناهی است
تو به من آموختی چگونه از جسمم جدا شوم،چگونه بال های روحم را بگشایم و در کرانه های آبی پرواز کنم و از زمین دور شوم
تو به من آموختی بتوانم دنیا را با تمام عظمت و شکوهش از دور ببینم و چه لذتی دارد نگاه کردن زمین و آدمهایش از آن بالا...
تو به من کمک کردی آن قدر بالا بروم و اوج بگیرم تا به خدا برسم.
تو مرا با خدای بزرگ آشنا کردی.
تورا با دو بال میبینم
با دو بال پرواز
بالهایی که اشاره به زخم کهنه روی آن داشتی
می خواستی با پروازت به آسمان و پیوستن به عشقی که بارها در ترانه هایت آنرا دریافتم مرحمی بر زخم خود بنشانی
تو از نژاد آسمانی
در زمین چه می کردی!؟
شاید این تقدیر تو بود که به زمین بیایی و عده ای را از عشق الهی لبریز کنی و به جایگاه اصلی ات بازگردی
نمیدانم
افسوس که گوهر وجودت را نشناختند، آن کوردلانی که هنوز در خوابندو چشم دل را به روی خویش بسته اند
افسوس .....
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن دراین دنیا چه دشوار است
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار .

خوش بحال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه میباره ...به کسی توجه نمیکنه از کسی خجالت نمیکشه و میباره و میباره و اینقدر میباره تا آبی بشه .... آفتابی بشه....
کاش میشد مثل آسمون بود ... کاش میشد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده انگار نه انگار غمی بوده ... همه چیز فراموشت بشه
ناصر جان
تو بذر حقیقت را در دل دوستانت نشاندی و سپس مهر سکوت را بر لبانشان نهادی و اکنون هیچ ندارم جز اینکه بگویم درک حقیقت تو فقط با سکوت میسر است و بس .
چندی پیش درباره نزدیک شدن دومین سالگرد پروازت با عزیزی صحبت میکردم و او نیز در پاسخ به من ترانه ای را برایت سرود و به دوستدارانت هدیه کرد...
از این برادر عزیز برای اینهمه لطف و صفای باطنش سپاسگزارم.

از زمین بریده بود سر به اوج گذاشته بود
اون پرنده رو میگم که قفس شکسته بود
چرخ میزد تو آسمون جلوی رنگین کمون
رهایی عالمی داشت گر چه موند بی آب ودون
یهو سنگی خورد بهش خونی شد بال و پرش
حیوونی سر شد تنش خنده رفت از رو تکش
بد جور افتاد رو زمین چی میشد بدتر از این
تازه اوج گرفته بود دوباره برگشت زمین
اما آزادی عجب دنیائیه یه قطره اش وای که خودش دریاییه
اگه باشه تاوونش حتی خونم میدمو رها میشم از زندونم
اونکه دربندم میخواست با آب و دون قیمت آزادیمو کرد جون وخون
ما که رفتیم چه صفایی داشت همون یه لحظه شم
بچشید که حالی داشت تاوون اون یک دمشم
شعر از مجید دری (مهاجر)
برای نشان دادن وحدت و دوستی بین وبلاگ های ناصریایی در این روز میمون و مبارک
{ میلاد مولای متقیان علی علیه السلام }
۵ وبــــــــلاگ :
ناصریا *-* ناصریای بندر *-* رد پایی از جنوب تا ملکوت *-* دلتنگ ناصریا و
هر چه تو را بیاد من بیاورد زیباست
با این پست به طور همزمان به روز خواهــد شــــــــــــــــد . . .
*--*--*--*--*--*--*--*--*--*--*--*--*--*--*--*-- *--*--*--*--*--*--*--*--*--*--*--*--*--*
دوستان هر انسانی که دوستدار سعادت و موفقیت باشد برای رسیدن به کمال، راه ورسم چگونه زیستن را از انسانهای بزرگ می آموزد.
بنا به گواهی تاریخ و به شهادت قلم مورخان کسی که از همه جهات به عنوان اسطوره تمام ارزشهای معنوی و اخلاقی و موفقیت در تمامی ابعاد زندگی بوده است کسی نیست جز مولای متقیان یارو یاور پیامبر عظیم الشان (ص) ، عــلـی (ع).
ما به مناسبت سالروز ولادت آن حضرت و برای شادی روح ناصر عبدالهی عزیز که با تمام وجود به مظهر العجائب علی (ع ) عشق میورزید برآن شدیم تا بر اساس بضاعت خویش نگاهی گذرا به فرمایشات آن بزرگوار انداخته و چون میدانیم در هر جمله ای که از ایشان میاوریم دنیایی از معانی ارزشمند یافت میشود آنرا بشما دوستان عزیز تقدیم می نمائیم تا سهم کوچکی ازاین رسالت بزرگ را عهده دار باشیم.

شکر گزاری
• هنگامی که مقدمات نعمت ها به شما میرسد دنباله آن را به واسطه شکرگزاری ازآن خود سازید.
• درهر نعمتی برای خداوند حقی است ، کسی که حقش را ادا کند تعمت اورا افزونتر کند و کسی که کوتاهی کند، نعمت را در خطر زوال قرار میدهد.
• نعمتی که شکرگزاری نشده باشد همانند گناهی است که آمرزیده نشده است ،
• چنین نیست که خداوند سبحان راه شکر را بر کسی بگشاید و راه فزونی را بر وی ببندد.
• هر کس به نیکی خود منت گذارد، سپاسگزاری خود را از بین برده است .
• اگر روزی بر دشمنت پیروز شدی به شکرانه این توانمندی او را ببخش .
• اظهار توانگری از سپاسگزاری است .
ارتباط موثر با دیگران
• ناتوانترین مردم کسی است که نتواند دوستی بیابد و از او ناتوانتر کسی است که دوستی بیابد و قادر به حفظ او نباشد
• خوشرویی و گشاده رویی کلید دوستی است.
• به یکدیکر حسد نورزید زیرا که حسد، ایمان را نابود میسازد، چنانکه آتش هیزم را
• بهترین کار شخص بزرگوار و کریم آن است که از آنچه درباره بدی دیگران میداند چشم بپوشد.
• عمل زشت برادرت را با خوشرویی به او گوشزد کن و بدی او را با گذشت از میان بردار.
• اگر کسی به توسلام کرد سلام گرمتری به او بکن، اگر دست خیر به سویت دراز شد آنرا با خیر دیگری پاسخ بده، هر چند برتری از آن کسی است که اول نیکی میکند.
• همراهی با نیکان کسب نیکی کند، همانند نسیمی که اگر بوی خوش بورزدمشک به همراه آورد.
• ستایش بیش از حد، چاپلوسی است و اگر کمتر از حد باشد از صعف و حسد.
• دوستت را چنان دوست بدار که به افراط نروی ، شاید روزی دشمن تو شود و به اعتدال دشمن بدار، شاید روزی دوست تو شود.
• با مردم چنان رفتار کنید که اگر مردید بر مردن شما بگریند و اگر زنده ماندید خواستار معاشرت با شما باشند.
• غرور در برابر انسان متکبر عین فروتنی است.
• جاهل را سرزنش مکن که دشمنت میگرددو عاقل را سرزنش کن تا دوستت بدارد.
• هر که پیش از آزمودن کسی به او اطمینان کند پشیمان میشود.
صبر و شکیبایی بر مشکلات
• هربزرگی بعد از تحمل سختی به وجود می آید.
• اگر صبور نیستی خودرا به صبر وادار کن ، زیرا کم پیش می آید کسی خود را شبیه گروهی کند و یکی از آنها نشود.
• عجله پیش از توانستن و تعلل پس از فرا رسیدن زمان مناسب، هر دو از نادانی است.
• خویشتنداری بر دو گونه است، خویشتنداری بر آن چه خوشایند تونیست و خویشتنداری بر آن چه مورد علاقه توست.
• بردباری و وقار دو همزادند که مولود همت بلندند.
• خوشحالی مومن در سیمای اوست و اندوهش در قلبش.
مهارت های زندگی
• نخستین گام مرحله تکامل انسان خود شناسی است.
• ارزش انسان به اندازه همت اوست.
• همت انسان ها میتواند کوه را جابجا کند.
• فرصت ها همچون ابری در گذرند، پس فرصتهای نیکو را به بیهودگی از دست ندهید.
• آن کس که در زندگی اش میانه روی را برگزیند هرگز فقیر نمیشود.
• کسی که همزمان به کارهای مختلف بپردازد، نقشه ها و پیش بینی هایش به جایی نمیرسد.
• خردمند آن کسی است که هر چیز را در جایگاه درست خود قرار دهد.
• راه کامیابی درکارها پاکسازی انگیزه هاست .
• آن کس که کمتر حسادت بورزد، پیوسته تندرست است.
• یکی از کفاره های کناهان کبیره شاد کردن یک دل غمگین است.
• سوگند به کسی که همه آوازها و فریادها را می شنود، محال است کسی دلی را شاد کند و در ازا خداوند برایش لطف و مهربانی نیافریند.
• خودپسندی زیاد مانع میشودکه انسان چیزی را در دنیا به دست بیاورد.
• پیروزی با دوراندیشی بدست می آید و دوراندیشی با تجربه.
منابع: گفتارهای علی (ع)- مرواریدهای حکمت-هر روز باعلی (ع)باش – کتاب کوچک علی (ع)- مجله موفقیت
و اما هدیه ای ویژه خواهیم داشت برای دوستان و دوستداران ناصریای عزیز
کلیپ تصویری بسیار زیبایی(احمد ثانی)توسط دوست خوبمان مهدی(مدیر وبلاگ ناصریای بندر) تهیه شده که از طریق لینکهای زیر می توانید آن را دانلود کنید.
توجه داشته باشید که فرمت این کلیپ 3gp است و با برنامه های Quick time playe ، real player new version & media player classic قابل اجرا خواهد بود اگر به هیچ کدام از این برنامه ها دسترسی ندارید می توانید فایل مورد نظر را در گوشی موبایل خود ریخته و اجرا کنید.
نکته : در لینک مستقیم (۲) کلیپ با فرمت WMV قرار داده شده است و پس از دانلود براحتی با نرم افزار Windows Media Player قابل اجرا می باشد البته این مطلب فراموش نشود که کیفیت تصویر یا در واقع رزولیشن کلیپ در این نسخه از دانلود تا حدودی پایین است و برای به نمایش گذاشتن در سایت پیاده سازی شده .
((این کلیپ در صوت غیر فعال بودن نرم افزارهای مدیریت دانلود نظیر IDM هم اینک در قسمت سمت چپ صفحه در برنامه Media Player وبلاگ قابل روئیت می باشد))
--------------------------------****************---------------------------------
با تشکر از دوستان خوب و محترم :
مینا . هومن . یلدا . مهدی . سپیده . لیدا ...
میلاد امام علی علیه السلام و روز پدر بر ناصریا و تمام پدران خوب و محترم مبارک


