با سلام خدمت همه دوستان و دوستداران ناصریا
بدون هیچ مقدمه ای میخواهم علت حضورم دروبلاگ رد پای جنوب تا ملکوت را برای شما عزیزان شرح دهم همانطور که همه شما دوستان مستحضرید گروه ناصریا بدلیل پاسداری از ارزشهای هنری و شخصیتی ناصر عبدالهی (ره) دورهم جمع شده اند و من بعنوان ذره ای در این دریای بیکران و عمیق غوطه ورم و بعنوان یک مخاطب معمولی در سایتهای مختلف از جمله وبلاگ اختصاصی ناصریا - دلتنگ ناصریا - احمد ثانی - ناصریای بندر و دیگر دوستانی که نامشان در پیوندها مشاهده میشود دور میزنم و درخلوت شبهای خود گمشده ای را جستجو میکنم و در تمامی آثارناصر فقید برای خود عالمی ساخته ام و جا دارد که از تمامی عزیزانی که نام برده ام تشکر و قدردانی بعمل آورم چراکه با درج مطالب مختلف درباره ناصرعبدالهی کمک شایانی به این حقیر فرموده اند (بخصوص مینای عزیز) خلاصه شرایطی مهیا شد تا بتوانم بعنوان نوسینده وبلاگ مطرح باشم اما نکته ای که در اینجا برایم حائزاهمیت است صفت زیردست نوازی آقای عبدالهی است که بارها و بارها آنرا از زبان دوستان نزدیکش شنیده ام حس من اینست که من شامل این زیردست نوازی شده ام و ناصر عزیز مرا لایق دانست تا بتوانم مدتی خوانندگان را مخاطب قرار داده و برای مدتی هرچند نامعلوم متکلم محسوب شوم چون بقول شاعر گرانقدرو استاد بزرگ محمدعلی بهمنی (چندی است شعرهایم راجز برای خودم نمیخوانم ....) و من نیز نوشته هایم را جز برای خودم نخوانده ام به هر ترتیب مورد لطف و عنایت قرارگرفته و اجازه درج مطلب به من داده شد تا من نیز بتوانم در کنار همه تلاشگران و دوستداران ناصریا سهم کوچکی از این تکلیف را عهده دار باشم و سعی ام بر این است تا با کمک شما دوستان ناصریا و خوانندگان محترم آثارناصر را از ابعاد مختلف مورد بررسی و تفسیر قرار داده و نظرات شما عزیزان را نیز جمع آوری نمایم در نهایت هدف اصلی من از حضور در این ویلاگ نوشتن و دریافت نکته هایی است که بارها و بارها در ترانه های این عزیز غرق شده و مرا به فکر وادار ساخته انشاا... این نکات را درپست های بعدی بتدریج برایتان خواهم گفت بهرحال در درجه اول دریافت راهنمائیها و بیان احساس شما در تفسیرآثار این هنرمند فقید مرا برای رسیدن به هدفم یاری مینماید.
یا رب دل پاک و جان آگاهـــم ده
آه شب و گــریـه سحرگاهـم ده
درراه خود اول ز خودم بیخـود کن
بیخود چو شدم زخود بخود راهم ده
بزودی خواهم آمد...
