بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله القاسم الجبارین
یا صاحب الزمان ادرکنی
سلام دوستان
تعدادي سوال شده بود که من مطمئنم بسياري از شما بي صبرانه منتظر پاسخ گويي به آنها هستيد که بي مقدمه ميپردازم به پاسخ دادن به آنها
1- سوال شده بود که مگر ناصر به شهادت رسيده و ...؟ بهتره اينطوري به اين سوال جواب بدم که تعريف شما از شهادت چيست ، اصلاً شهيد به چه کسي گفته مي شود؟
اگر پاسختان اين است که شهيد تنها به کسي مي گويند که در راه دفاع از ميهن در ميدان جنگ کشته شود بايد بگويم پاسختان غلط است چرا که اين تنها يک نوع از شهادت است که خداوند در قران آن را ذکر کرده
شهادت فقط کشته شدن در ميدان جنگ نيست ، خداوند در قرآن مي فرمايد : آن کس که در راه بدست آوردن رزق و روزي حلال براي خانواده اش کشته شود ، شهيد حساب خواهد شد و در جايي ديگر مي فرمايند : اگر مسلماني در راه دفاع از اعتقاداتش کشته شود بازهم شهيد حساب مي شوند که مطمعناً ناصر جزو اين دسته بود
دوستان ناصري که من شناختم اعتقاداتي داشت که برروي آنها بسيار حساس بود ، از جمله اعتقادات شديدش به ائمه اطهار و بخصوص توسل عجيبش به علي ابن ابي طالب (ع)
همان اعتقاداتي که تا حدودي ديد بصيرتش را گشوده بود ، همان اعتقاداتي که براي حفاظت از آنها تا مدتي مخفيانه و بعدهم آشکارا مبارزه کرد
من هميشه گفته ام و الان هم تکرار مي کنم که به ناصر جداي از اينکه يک خواننده بود به عنوان يک علامه عارف نگاه مي کنم و آنچه که به يقين به آنها رسيدم مديون ايشونم
تويي که با تعجب سوال مي کني شهادت ! چرا ؟ من از همينجا با تمام وجود اعلام مي کنم بله ، شهادت تنها چيزي است که لايقش بود و آرزو داشت و رسيد
همين است ، او را کشتند چون که فهميدند اعتقاداتش را ، چون احساس خطر مي کردند ، او را کشتند چون برايشان سنگين بود که او از علي (ع)بگويد ، او را کشتند چون اگر زنده مي ماند با حرف هايش ، با حرکاتش ، خيلي ها را مجذوب خود مي کرد ، با طرفداراني که داشت با اين شيوه ايي که در پيش گرفته بود ممکن بود خيلي هارا هم مسير خود مي کرد .
تو نمي فهمي ، کجايي که ببيني چه تلاشهايي براي از بين بردن اسلام مي شود ، نه تنها ناصر بلکه هر که بخواهد به نحوي اسلام و مسلمين را به نحو صحيح تبليغ کند ، هنوز تصميمش کامل نشده سرش را زير آب مي کنند و او را مي کشند ، اين را بدان که اورا کشتند چون عشق علي در وجودش بود و همه جا از علي(ع) مي گفت تو که نمي ديدي در پشت صحنه چه خبر است ، تو که نمي ديدي ، گاهي به گوشيش زنگ مي خورد و رنگ از رخسارش مي پريد ولي بازهم زير لب مي گفت : اون کسي که من تا حالا نگه داشته اول خدا بوده بعد هم ياري علي(ع) و فاطمه(ص) من هرچه دارم از اينها بوده شما هم هيچ غلطي نمي تونيد بکنيد
مطلبي که هست آنست که ناصر با انتخاب مسيرخود انتظار هر چيزي را مي کشيد اين بود که باعث شد ناصر بخاطر حفظ جان خود و خانواده اش بسيار محافظه کار شود و باکسي سخن مگويد که شايد متاسفانه تمامي شبهاتي که الان پيش آمده بر سر همين محافظه کاريش بود و لي متاسفانه با تمام اين محافظه کاريها و با اينکه مجبور بود براي حفاظت از خانواده اش از درون يکطور باشد و در ظاهر طور ديگر ولي بازهم کوردلاني که نبايد ميفهميدند فهميدند
حال اينکه اين کوردلان چه کساني هستند پاسخش مي ماند براي سوال بعدي
من نمي دانم اين سوالهايي که مي شود به چه دليل است ؟ که حتم دارم جهالت مطلق است
2- تعريف من از انديشه علوي : انديشه علوي يعني تماماً و وجوداً علي را ملکه خود داشتن ، تماماً و وجوداً عاشق علي بودن ، براي علي و اهل و اولاد او زندگي کردن ، به گونه ايي بودن که علي بود ، ملاکهاي علي را ملاکهاي خود قرار دادن ، با علي بودن تا انتها ، از ازل تا ابد ، نيت علي را در هر کار داشتن.
دوستان باور کنيد ، به خدا ، به پير به پيغمبر ناصر سر تا پا و سلول به سلول اينگونه بود
به ياد نمي آورم گه گاهي که مثالهايي ميزد در حين صحبت کردن به غير از علي (ع) يا فاطمه زهرا(ص) يا حسن(ع) يا حسين(ع) از چيز ديگري باشد
هميشه ميگفت آقا اميرالمومنين علي ابن ابي طالب ، هميشه مي گفت زهراي اطهر ، زهراي مرضيه .
توکه نمي ديدي ، فقط تنها چيزي که ميديدي ظاهر بود و بس.
شما مي دانيد که چقدر ايشون و خانواده محترمشون مورد تهديد واقع مي شدند ، باور کنيد اگر يک لحظه از تهديد دشمنان در امان بودند ، بريد از آشنايانشون ، نزديکانشون که ايشون ميشناختند اگر باور نداريد بپرسيد تحقيق کنيد
بعد در ادامه سوال شده بود که کدام مذهب و فرقه در بندرعباس و کل ايران پيروان انديشه علوي را به قتل مي رسانند و تا بحال چند نفر را کشته اند ؟
آيا واقعاً پاسخ اين سوال را نمي دانيد ، اگر نمي دانيد نشانه بي دقتي شماست والا اگر چندي پيش اخبار را پيگيري مي کرديد متوجه مي شديد که چه بر سر حرمين عسکرين آوردند ، به بارگاه امامان معصوم رحم نمي کنند بعد انتظار داريد به ناصر رحم مي کردند .
تنها فرقه ايي که دستانشان آلوده است به خون مسلمین همين وهابيت است ، مگر کم است در طول تاريخ جناياتي که اين فرقه مرتکب شده اند .
اين فرقه پيروان انديشه علوي و مسلمین را که سهل است هر که را از ائمه سخن بگويد و اسلام ناب را پيشه خود سازد سرش را زير آب مي کنند و ناصر اگر نگراني هم داشت از نيشها ، گزندها و تهديدات همین وهابی صفتان بود.
3-با چه مدرکي شيعه بودن ناصر را ثابت مي کنيد ؟
فکر مي کنم پاسخ اين سوال را در سوالهاي قبلي ام داده ام ولي بهتر است پاسخ به اين سوال را با مطلبي از زبان ناصر بازگو کنم
" شيعه و سني با هم برادرند دوستند ، در بندر مثل چشم به هم اعتماد دارند ، فقط تنها فرقه ايي که بايد از رفاقت با آنها در حذر بود و از آنها بايد ترسيد نه شيعيان بندر، بلکه خود اهل تسنن فرقه هاي حمبلي ، شافعي ، مالکي ، حنفي و سايرين وقتي اسمي از اين فرقه مياد وحشت دارن اونم وهابيت "
ايشون ميگفت :" من همه چيزم را مديون خانم فاطمه زهرا(ص) و آقا اميرالمومنين(ع) هستم" مي گفت :" منهم يک زماني سني بودم اما با به وجود آمدن معجزاتي در زندگيم و لطفي که خداوند در زندگي من داشت و عنايات بانو حضرت فاطمه زهرا (ص) من تغيير مذهب دادم و در مقابل پذيرفتن تشيع چيزهايي را بدست آوردم که که تا قبل از آن نداشتم و در پاسخ به اين که از کجا شروع شد گفت ، از يه خواب و ديگر هيچ نگفت و به فکر فرو رفت"
ايشون ميگفت اين قضيه مال سالها قبل ولي خوب بنا به دلايلي سکرت مونده و بايد بمونه
ايشون مي گفت اين مسئله يه راز بين من و خانواده ام و خداوند و بعد گفت : البته به هيچ کس مر بوط نمي شود و بعد با خنده گفت حتي به تو
دوستان من خود گهگاهي که ايشون مي ديدم وقت نماز که مي شد اول وقت وضو ميگرفت و بعد به نماز مي ايستاد آنهم به صورت شيعيان
دوستان اينها به اندازه کافي براي من اسنادي زنده هستند که شيعه بودن ايشون رو به من ثابت کرده
من اصلاً در اين رابطه با کسي بحثي نمي کنم چرا که مسئله ايي که براي من مثل روز روشنه نياز به بحث نداره
وقتي خورشيد در آسمان است ديگر اين جاي بحث ندارد که الان شب است يا روز
حالا کسي مي خواد باور کنه يا نکنه اون چيزي روکه من خودم با چشمانم ديدم و با گوشهايم شنيده ام را قبول دارم نه آن چيزي که ديگران مي گويند را
در ادامه سوال شده بود که چرا دولت کاري در اين زمينه انجام نداده ؟
دوستان اگر در مورد کشته شدن ايشان تاکنون صحبتي بصورت علني نشده به خاطر برقراري يکسري امنيتها در جامعه است
سياست اينگونه حکم مي کند که در هر موردي بصورت علني صحبتي نشود
بسياري از مسائل هست که در کشور در حال انجام است ولي هيچ يک از افراد ملت بقير از سران حکومت در جريان آن نيستند
مطمئن باشيد اگر اين قضيه مطرح نشده دلايل خاص خودش را دارد
انقدر به مسائل سطحي نگاه نکنيد
اينطور نيست که پرونده قتل ناصر بسته شده باشد ، (فکر نمی کنم نیاز به گفتن باشد ولی ماکه همه چیز را گفتیم اینهم روش) ، تا آنجايي که من در جريان هستم و از دوستان اطلاعات کسب مي کنم پرونده قتل ايشون در يکي از شعبات قوه قضاييه به صورت محرمانه در حال رسيدگي است اما دليل بر آن نيست که قضيه تمام شده است
اصلاً آيا مي دانيد چرا وقفه ايي بين وفات تا تشيع جنازه پيش آمد
کار درستي نيست دليلش را فاش کنم ولي مي کنم تا بدانيد در تمام اين مدت جنازه در حال بررسي در يکي از شعب پزشکي قانوني بود(متاسفانه به علت يکسري مسائل امنيتي از بيان نوع شعبه معذورم) تا مدارک اصلي براي تشکيل پرونده فراهم شود
،،،،،،،،،،،،،
بسیار خوب ،
فکر مي کنم براي دريافت جواب سوالها به اندازه کافي توضيح داده شد
آنهايي که بايد مي فهميدند فهميدند
و من می دانم هرچه بگویم باز هم بی فایده است ، این شایعه سازی ها تمام شدنی نیست ، چراکه اگر قرار بود تمام شود در زمان ناصر تمام می شد ، بد نیست این را نیز بدانید که آنچه گفتم غیر از واقعیت نبوده ، قسم می خورم
فکر نمي کنم در هيچ جايي اينگونه مسئله را حلاجي کرده باشند
با اینکه همه مخالف کار من بودند ولي من باز هم مي گم هدف من فقط و فقط رضايت خدا بوده و بس
حالا هرکي هرچي ميخواد بگه ، بگه
فقط تنها يه حرف دارم با عاشقان واقعي ناصريا و اونهم اينکه : دوستان مگذاريد افرادي با حرفها و مطالب سمي خود وجود شما را آلوده و سياه کنند
سوالهاي مطرح شده از جهاتي خوب بود و خدا را شکر فرصتي پيش آمد که اين سوالها مطرح شد تا پاسخ گوي آنها باشم ولي ديگر قضاوت را عهده نفسهاي شما مي گذارم
آنچه که من اطلاع داشتم در اختيارتان ، در غالب جواب به اين سوالها گذاشتم و وظيفه خود را در تا آنجايي که از دستم بر مي آمد انجام دادم زين پس هر چه مي خواهيد بگوييد ، بگوييد و هر چه مي خواهيد بکنيد ، بکنيد
آن به خود شما مر بوط مي شود و بس ، فقط خدارا مد نظر داشته باشيد
و در پايان مطلبي را تقديم اهل تسنن مي کنم و آن اين است که
برادران و خواهران اهل تسنن عزيز :"هيچ فرقي بين شيعه و سني وجود ندارد و ما همه به کمک و ياري هم محتاجيم چرا که از اين مهمتر که نيست ، ما مسلمانيم ، ما همه رو به يک قبله نماز مي خوانيم و بدون کمک يکديگر نيز امکان ندارد از پس دشمنان واقعي اسلام و مسلمين بر آييم ، ما امت وَاَعتَصِمُوا بِحَبلِ اللهِ جَميعاًوَلا تَفَرَقوا هستيم
ما مسلمانيم و خواهان صلح ، خواهان عشقيم نه خون و اين تنها در صورتي ميسر است که دست در دست همديگر دهيم و عاشقانه بهم مهر بورزيم
مگر نه اينست که ابا عبدالله در صحراي کربلا قبل از آغاز جنگ نداي دوستي و سازش را سرداد که دشمنان آن را نپذيرفتند حال امروز ما بازماندگان ياران حسين در صحراي کربلاييم هرکه مخالف اين اتحاد ماست هرکه مخالف اين همبستگي ماست مسلمان نيست و بايد نابود شود"
التماس دعا
لطفاً نظري ندهيد نظراتتان را در قلبهايتان حفظ کنيد