<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ردپایی از جنوب تا ملکوت</title>
<link>http://nasseria.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 23 Nov 2009 20:18:04 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بازیابی معنویتهای از یاد رفته </title>
<link>http://nasseria.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;دوستان خوبم سلام&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اخیرا کتابی بدستم رسید بعنوان چکیده حکمت جهان خیلی برام جالب بود این کتاب حاصل نکته برداری سید غلامرضا اسلامبولچی از بیش از دو هزار جلد کتاب در مدت چهل و پنج سال مطالعه است که با خوندنش خیلی چیزها دستگیرم شد و حس کردم که اگه ما به اونها توجه کنیم و در زندگی بکار بگیریم قطعا برامون مفید واقع میشه آخه ما آدما همیشه نیاز به یاد آوری داریم و اگه همیشه در حال فراگیری باشیم باز هم نیاز داریم که در طی زندگی به خودمون نهیب بزنیم و ببینیم از نظر معنوی در کجای این کره خاکی قرار گرفتیم انشالله که بتونیم در زندگی به حکمتهای لازم دست پیدا کنیم به فرموده مولا امیر المومنین علی (ع) حکمت. گمشده مومن است پس آنرا فرامیگیرید اگر چه از مردم منافق باشد .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;من لازم دونستم گاهی چند جمله زیبا از این کتاب رو برای شما دوستان بذارم تا بتونیم بهره لازم رو ازش ببریم &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 525px; HEIGHT: 319px&quot; height=247 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/11/406025_orig.jpg&quot; width=553 align=baseline border=0&gt;و &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* خدا بسمت شما می آید هر وقت که آماده باشید .بدر میزند هروقت که آماده باشید. شما را درمیابد .آمادگی یعنی دریافت .وقتی کاملا گیرنده باشید.منیت وجود ندارد مثل معبد توخالی و بدون شخصیت میشوید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* هیچ باشید تا همه چیز حاصل شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  بمیرید تا خدا شوید&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  ناپدید شوید تا کلیت شوید &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  اینجا قطره ناپدید میشود &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  وآنجا اقیانوسی پدید می آید .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* حضرت عیسی میفرمایند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  اگر خود را رها کنید به انتها خواهید رسید &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  اگر به خود چنگ اندازید از دست خواهید رفت &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  اگر بمیرید دوباره متولد خواهید شد &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  اگر بتوانید تماما با خود مواجه شوید ابدی خواهید شد با ابدیت در خواهید آمیخت &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* لحظاتی را که از ته قلب دعا و تمرکز میکنید برای نرم شدن خداوند کافیست . ساعتهای فریاد محاسبه نمیشود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* آنچه به خداوند ارتباط پیدا میکند  باعث لذت و شادی است و آنچه به خود مربوط شود باعث بدبختی است &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* با یادگیری به خدا نمیرسید هوشمندی یا تعلیم او خودش را به آنها که خود انتخاب میکند آشکار میسازد &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* در طول تاریخ پیروزی همواره با طریقت عشق و حقیقت بوده است &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* عشق موانع به ظاهر محال را ذوب میکند و از سر را ه برمیدارد محبت غیر ممکن را ممکن میکند پس حتی به دشمنان خود عشق بورزید چراکه این عشق قلب شما را از هر گونه زنگار و آلودگی پاک میسازد &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* نیاز مردم به تو از رحمت خداوند است آنرا قدر بدان و ملولشان مساز &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* تنها راه نگهداشتن عشق قسمت کردن آنست. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* همه ما انسانها قادر نستیم با چشم درون ژرفای زندگی ر اببینیم و بیرحمی است از آنانکه بینش اندکی دارند بخواهیم اعماق و دور دست زندگی را ببینند .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* رنج بخشی از زندگی است و آموزنده است اگر رنج نصیبمان نشود بهترین درسهای زندگی را نمی آموزیم اما افسوس که بسیاری از ما این حقیقت ر اتشخیص نمی دهیم و تمام سعی خود را بکار میگیریم تا از تجربه های به ظاهر دردناک اجتناب کنیم &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* مادامی که عشق را بدیگران نبخشایید عشق نیست .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* اگر خودت را در همه بینی و همه را در خودت آنوقت است که حقیقت را درک کرده ای .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;* خداوندا برای پذیرش آنچه نمیتوانم تغییر دهیم بما متانت و برای آنچه میتوانیم تغییر دهیم شجاعت و برای تشخیص تفاوت این دو خرد و درایت عنایت فرما &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;تقدیم به روح پر فتوح ناصریای عزیز  و امیدواریم که همه بتونیم در زندگی برای رسیدن به معنویات تلاش کنیم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 20:18:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nasseria&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>arefeh</dc:creator>
<guid>http://nasseria.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سالروز شهادت امام جواد (ع) </title>
<link>http://nasseria.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;دوستان خوبم سلام &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;امشب شب شهادت امام جواد(ع) خیلی دلم گرفته لازم دیدم که برای ادای احترام به محضر مبارک آن حضرت مطالبی رو  براتون بنویسم حس میکنم امشب شب نیایشه از اون نیایشهایی که فراخواندن خویشتن ماست سخن گفتن با خداوند... آخه میدونید که همیشه با دلی شکسته اگه به درگاه حق پناه ببریم حتما بیشتر حسش میکنیم و صداشو بهتر با گوش جان میشنویم پس قبل ازنیایش مطالبی ازتولدو شهادت آن امام بزرگوار براتون تهیه دیدم که امیدوارم مورد استفاده لازم قرار بگیره ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 504px; HEIGHT: 309px&quot; height=240 src=&quot;http://i35.tinypic.com/28tl4r7.jpg&quot; width=462&gt;&lt;/P&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A name=m2&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;داستان تولد امام جواد(ع)&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علامه  مجلسي (ره) در جلاءالعيون مي نويسد: ابن شهر آشوب به سند معتبر از حكيمه خاتون دختر امام موسي كاظم (ع) روايت مي كند كه : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روزي برادرم حضرت رضا(ع) مرا طلبيد و فرمود: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اي حكيمه امشب فرزند مبارك خيزران متولد مي شود و بايد تو در وقت تولد او حاضر باشي. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من در خدمت آن حضرت ماندم , چون شب فرا رسيد حضرت مرا با خيزران و زنان قابله به حجره آورد و چراغي نزد ما افروخت و از حجره بيرون رفت و در را بر روي ما بست . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حكيمه خاتون مي افزايد : خورشيد امامت با بدنيا آمدنش حجره را نوراني كرد بر آن حضرت پرده نازكي چون جامه احاطه كرده بود و نوري از حضرت ساطع  مي شد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چون نور مبين را در دامن گرفتم . آن پرده حائل را از خورشيد جمالش دور كردم . حضرت امام رضا(ع) به حجره آمد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس از آنكه حضرت جواد (ع) را در جامه ها  مطهر پيچيده بوديم و حضرت رضا(ع) آن گوشواره  امامت را از ما گرفت  و در گهواره عزت و كرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود : از اين گهواره جدا مشو . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چون روز سوم ولادت فرا رسيد، امام جواد(ع) ديده حقيقت  بين خويش را به آسمان گشود وبه سوي راست و چپ نظر كرد و به زبان فصيح ندا داد : &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&quot;اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله .&quot;  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چون اين حالت غريب  را از آن نور ديده مشاهده كردم، به خدمت حضرت رضا(ع) شرفياب شدم و آنچه ديده و شنيده بودم را به خدمت حضرت عرض كردم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حضرت فرمود :پس از اين عجايب  بسيار را بيش از آنچه مشاهده كردي، مشاهده خواهي كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 565px; HEIGHT: 494px&quot; height=487 src=&quot;http://www.imamjawad.net/htm/far/img/imamjawad_1_2_6.JPG&quot; width=552&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;معجزات و كرامات&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;معجزه و كرامات به اذن خداوند سبحان از  نشانه هاي ائمه معصومين (ع) است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمود معجزات و كرامات ائمه اطهار(ع) از آغاز دوره امامت امام جواد(ع) به بعد در زندگي و سيره معصومين (ع) از جايگاه ويژه اي برخوردار است؛ چرا كه محدوديت شديد ائمه در اين دوره از سوي مخالفين و ظهور فرقه ها و نحله هاي گوناگون موجب گشت تا امام جواد (ع) و ائمه پس از او براي اثبات حقانيت و امامت خويش بيش از ائمه قبل، از قدرتي كه خداوند سبحان در اين خصوص به آنها عطا كرده بود استفاده كنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;شفاي چشم&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;محمد بن ميمون مي گويد : به همراه امام رضا(ع) در مكه بودم. به حضرت عرض كردم مي خواهم به مدينه بروم، نامه اي براي ابي جعفر بنگار تا با خودم ببرم .امام رضا(ع) تبسمي كرد و نامه اي نوشت . به مدينه رفتم در حاليكه چشمهايم به دردي مبتلا بود . به درب خانه امام جواد (ع) رفتم، نامه را تحويل دادم . موفق غلام امام ، گفت : سر نامه را بگشا و در پيش روي امام قرار ده . اين كار را كردم، آنگاه حضرت جواد (ع) فرمود : اي محمد وضعيت چشمت چگونه است ؟ عرض كردم يا بن رسول الله ، همانگونه كه مشاهده مي فرماييد بيمار است و نورش رفته است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حضرت جواد (ع) دستش را دراز كرد ، بر چشمم كشيد ، بيناييم چون سالمترين زمانش گشت . دستها و پاهاي حضرت را بوسيدم و در حالي بازگشتم كه بينايي ام را بازيافته بودم و اين در زماني بود كه سن حضرت كمتر از سه سال بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;آزادي از زندان&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اباصلت مي گويد : پس از دفن حضرت رضا(ع) ، به دستور ماُمون يك سال زنداني شدم. پس از يك سال از تنگي زندان و شب نخوابي به ستوه آمدم ، دعا كردم و براي رهايي از زندان محمد(ص) و آل محمد (ص) متوسل شوم. از خداوند خواستم به بركت آل محمد (ص)در كار من گشايشي انجام دهد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنوز دعايم به آخر نرسيده بود كه حضرت ابي جعفر(ع) نجات بخش گرفتاران عالم ، وارد زندان شد و فرمود: اي اباصلت از تنگناي زندان بي تاب شده اي .عرض كردم به خدا سوگند سخت بي تابم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فرمود: برخيز ، دستي به زنجيرها زد و غل و زنجيرها از دست و پاي من بر زمين افتاد. سپس دست مرا گرفت  و از كنار نگهبانان زندان عبور داد .نگهبانان در حالي كه مرا نظاره مي كردند  ، توان سخن گفتن با مرا نداشتند و از زندان خارج شدم . سپس حضرت فرمود : برو در امان خدا كه هرگز نه دست مامون به تو مي رسد و نه دست تو به مامون. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اباصلت مي گويد : همانگونه كه حضرت فرمود تا حال مامون را نديده ام.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شخصيت بي نظير، جذاب و پر نفوذ امام جواد (ع) با پاسخگويي وي به سئوالات وشبهات وارده بر دين در محضر بزرگان تشيع و نيز مناظره با افرادي چون&quot; يحيي بن اكثم&quot; و&quot; ابي داود&quot; آن هم با سني كم و... موجب محبوبيت روز افزون امام جواد (ع) در بين مردم شد . اين محبوبيت ، زنگ خطر را براي دستگاه بني عباس به صدا درآورد .&lt;BR&gt;مامون كه بر آن بود تا با زيركي خاص خود و كمك امّ الفضل و بهره برداري از جايگاه دامادي امام جواد (ع) به مهار وقايع روزگار خود خصوصا علويان بپردازد ، در روز پنج شنبه هفدهم رجب يا شعبان سال 218 از دنيا رفت ومعتصم برادر وي با نگرشي ديگر به معادلات سياسي و اجتماعي وي روحيه سپاهي گري و نظامي گري به قدرت رسيده بود. وجود حضرت را هرگز تحمل نمي كرد، از اينرو پس از رسيدن به خلافت، امام جواد(ع) را از مدينه به بغداد فرا خواند كه در حقيقت اين فرا خواني، آغاز محدوديت و محصور كردن امام به شمار مي آيد.&lt;BR&gt;بنابر روايات امام رضا (ع) ، امام جواد(ع) قرباني خشم و غضب شد ، خشم و غضبي كه ريشه در عجز و ناتواني دستگاه بني عباس در مقابل شخصيت و درايت حضرت داشت.&lt;BR&gt;حكيم بن عمران مي گويد هنگامي كه حضرت به دنيا آمد امام رضا (ع) به ياران خويش فرمود : براي من فرزندي به دنيا آمده كه مانند &quot; موسي بن عمران &quot; درياها را مي شكافد و چون &quot;عيسي بن مريم&quot; مادر او مقدس و پاكيزه و پاكدامن است . سپس فرمود: اين فرزند من از روي خشم و غضب كشته مي شود و اهل آسمانها بر وي مي گريند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب مي كند و در مدت كوتاهي آنانرا به عذاب دردناك مبتلا مي سازد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عمر مبارك امام در اين سال 218ه.ق بيست و سه سال بود و اين دومين سفر حضرت به بغداد بود. حضرت كه در سفر نخست به دستور مامون به بغداد فرا خوانده شده بوددر واكنش به پرسش اسماعيل بن مهران كه عرض كرد :&lt;BR&gt;اي مولاي من ، اكنون كه مدينه را ترك مي كني براي شما نگرانم. تكليف چيست وامام بعد از تو كيست ؟&lt;BR&gt;امام جواد(ع) با لبخندي معنا دار فرمود:&quot; ليس حيث طننت في هذه السنه &quot;، آنچه را كه تو گمان مي كني (براي آن نگراني ) در اين سال واقع نمي شود .&lt;BR&gt;امام در سفر دوم خود و احضار وي از سوي معتصم ، در پاسخ به پرسش اسماعيل بن مهران كه عرض كرد: اي مولاي من، جانم به قربانت، مدينه را ترك مي كني، تكليف ما بعد از تو چه خواهد بود ؟&lt;BR&gt;امام فرمود: &quot; الامر من بعدي الي ابني علي &quot; امر امامت و پيشواي بعد از من برعهده فرزندم علي (ع) است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تاريخ به نقش چند نفر در به شهادت رساندن امام جواد(ع) اشاره مي كند كه آنان عبارتند از : معتصم عباسي، جعفر بن مامون برادر معتصم ، ام الفضل فرزند مامون و همسر امام جواد(ع) يحيي بن اكثم و احمد بن داود دو قاضي مشهور دربار.&lt;BR&gt;بي شك نقش تحريك كننده فكري و فرهنگي را افرادي چون يحيي بن اكثم و احمد بن ابي داود كه در دوران مامون در مناظرات از حضرت شكست خورده بودند ،مهيا ساخته بودند. نقش جعفر بن مامون در شهادت حضرت نقش تحريك عواطف خواهرش كه فرزندي از حضرت نداشت و مورد كم توجهي حضرت قرار مي گرفت بود و معتصم را مي توان دستور دهنده قتل ، و ام الفضل را مجري آن بر شمرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 493px; HEIGHT: 508px&quot; height=528 src=&quot;http://pedaremehrban.persiangig.ir/image/my%20blog/imam%20javad.jpg&quot; width=727&gt;&lt;/P&gt;&lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.ya-hussain.com/int_col1/pictures/kazmain/k2.JPG&amp;imgrefurl=http://fatemi84.blogfa.com/post-24.aspx&amp;usg=__5OxMiBwilpgQh3xTo3mBYioVKyw=&amp;h=375&amp;w=571&amp;sz=82&amp;hl=fa&amp;start=6&amp;tbnid=rhRWxbr5K09oZM:&amp;tbnh=88&amp;tbnw=134&amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25A7%25D9%2585%25D8%25A7%25D9%2585%2B%25D8%25AC%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25AF%26gbv%3D2%26hl%3Dfa%26sa%3DG&quot;&gt;&lt;/A&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;آغاز توطئه&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از شكست ابي داود قاضي مشهور دربار عباسي در خصوص اجراي حد سارق ، روح انتقامجويي و كينه از حضرت (ع) كه ناشي از دست رفتن جايگاه علمي خود در نزد خليفه دربار و مردم بود ، ابي داود را بر آن داشت كه معتصم تاثيرپذير را نسبت به امام جواد (ع) بدبين نمايد .&lt;BR&gt;زرقان دوست نزديك و صميمي &quot; احمد بن داود &quot; مي گويد: .... &quot; ابي داود براي من نقل كرد پس از شكست از&quot; ابي جعفر&quot; به قدري ناراحت شدم كه آرزوي مرگ كردم، بدين جهت روز سوم ( جلسه بحث ) نزد معتصم رفتم و گفتم : خير خواهي و نصيحت امير المومنين بر من واجب است كه اگر از آن سر باز زنم ناسپاسي كرده و سزايم آتش دوزخ است .&lt;BR&gt;معتصم علتش را پرسيد ؟ &lt;BR&gt;به او گفتم : زماني كه امير الموُمنين فقهاءو علماء را در مجلسي گرد هم مي آورد تا به حل يك مسئله ديني دست يابد . و علما ء و فقها در مجلسي فتواي خود را اعلام مي كند در آن مجلس اعضاي خانواده ، وزراء ، فرماندهان ارتشي و ... حضور دارند و مردم نيز در بيرون به اين نكته آگاهي مي يابند كه خليفه فتواي علماء و فقهاء را كنار گذارده و راُي و فتواي كسي را مي پذيرد كه گروهي از امت به امامت وي معتقدند و وي را برتر و دانشمند تر از ديگران قلمداد مي كنند ؟ &lt;BR&gt;تكليف حكومت و علماي دربار چه مي شود ؟&lt;BR&gt;چه حيثيتي براي آنان باقي مي ماند ؟ آيا چنين كاري زمينه انحراف افكار عمومي از خلافت و تمايل و توجه به ابي جعفر (ع) را مهيا نمي كند ؟&lt;BR&gt;معتصم با شنيدن سخنانم رنگ چهره اش تغيير كرد و گفت :&lt;BR&gt;جزاك الله عن نصيحتك خيرا .. خداوند به تو جزاي خير دهد بخاطر نصيحت خير خواهانه ات .&lt;BR&gt;چهار روز پس از اين جلسه مناظره امام جواد (ع) به دست ام الفضل به شهادت رسيد .&lt;BR&gt;تاريخ نويسان نحوه شهادت حضرت را به سه گونه مختلف روايت كرده اند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روايت نخست: &lt;BR&gt;معتصم به يكي از وزيران خود دستور داد تا امام جواد(ع) را براي صرف ناهار به خانه خويش دعوت و آن حضرت (ع) را مسموم نمايد .&lt;BR&gt;معتصم تاُكيد كرد كه اگر امام جواد(ع) از پذيرش دعوت امتناع كرد به وي بگويند كه مجلس خصوصي است !&lt;BR&gt;اين وزير ، امام جواد (ع) را براي خوردن نهار به خانه خويش دعوت كرد كه با اكراه و امتناع حضرت روبرو شد .&lt;BR&gt;وزير با اصرار و تاُكيد فراوان و بيان اين مطلب كه : بسيار دوست دارم كه حضرت پاي خود را بر فرش منزل من بگذارد و خانه ام به قدوم وي تبرك يابد و دوست دارم يكي از وزيران نيز تو را زيارت و ملاقات كند ، حضرت را مجبور به پذيرش دعوت كرد .&lt;BR&gt;امام بر سفره نهار با خوردن اولين لقمه احساس مسوميت كرد . از اينرو خواستار مركب خود براي رفتن از منزل شد . حضرت پس از خوردن آن لقمه در برابر اصرار وزير در خانه او فرمودند : &lt;BR&gt;&quot;خروجي من دارك خير لك &quot;، در منزل تو نباشم براي تو بهتر است. امام جواد (ع) با همان حال مسموميت منزل را ترك كرد و آن روز و آن شب بر اثر مسموميت و ناتواني درد كشيد و سپس بيست ساعت پس از خوردن آن لقمه به شهادت رسيد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روايت دوم : &lt;BR&gt;ابن شهر آشوب روايت مي كند : پس از دعوت اجباري معتصم از امام جواد (ع) و استقبال ظاهري از آن حضرت (ع) ، معتصم &quot;اشناس&quot; فرمانده ترك سپاه خود را ، با هدايايي به نزد امام جواد (ع) و ام الفضل فرستاد .&lt;BR&gt;وي ماُموريت داشت تا &quot; شربت ريواس &quot; ترش مزه اي را كه به همراه خويش داشت به حضرت بخوراند . اشناس پس از دادن هدايا و خوشامدگويي به امام جواد (ع) گفت : اين شربت خوش طعمي است كه با يخ خنك شده است و خليفه ، احمد بن ابي داود ، سعيد بن خضيب و بسياري از سر شناسان دربار نيز آن را نوشيده اند . خليفه دستور داده است تا اين شربت خنك را الآن ميل نمايي !&lt;BR&gt;امام جواد (ع) شربت را گرفت و فرمود: اشكالي ندارد، شب آن را مي خورم ولي اشناس گفت : هم اكنون شربت خنك است و اگر بماند يخ آن آب مي شود و خاصيت خود را از دست مي دهد ، اكنون بايد ميل كني .&lt;BR&gt;امام جواد (ع) با اطلاع از نقشه وي در حال اجبارآن را نوشيد. &lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روايت سوم:&lt;BR&gt;پس از به خلافت رسيدن ابواسحاق محمد بن هارون معروف به معتصم عباسي ، وي براي به شهادت رساندن ابي جعفر (ع) نقشه ها و حيله ها مي كشيد تا اينكه به ام الفضل ، دختر هارون و همسر امام جواد (ع) دستور داد تا حضرت را مسموم نموده و به شهادت رساند .&lt;BR&gt;معتصم كه از احساسات زنانه ام الفضل خبر داشت و مي دانست وي ازامام جواد (ع) راضي نيست و امام جواد (ع) همسر ديگر خود &quot;ام الحسن &quot; را كه براي وي فرزند پسري بدنيا آورده است برام الفضل كه نازاست ترجيح مي داد، بهترين فرد براي به شهادت رساندن حضرت ديد. &lt;BR&gt;ام الفضل همسر بي وفاي حضرت (ع) به دستور عمويش معتصم تن در داد .&lt;BR&gt;از آنجا كه معتصم و جعفر مي دانستند كه امام (ع) انگور را بسيار دوست دارد زهري را در &quot;انگور رزاقي &quot; تزريق كردند و ام الفضل نيز نوزده دانه انگور به امام جواد (ع) خورانيد .&lt;BR&gt;همين كه امام انگور مسموم را خورد، ام الفضل سخت اندوهگين و پريشان شد و شروع به بلند گريستن كرد .&lt;BR&gt;امام جواد(ع) متوجه حركت خائنانه وي گرديد. رو به ام الفضل كرد و گفت چرا گريه مي كني ؟ به خدا سوگند خداوند تو را به زخمي لاعلاج مبتلا خواهد كرد و گرفتار بلايي خواهي شد كه توان بازگو كردن آن را براي كسي نداري .&lt;BR&gt;بحار الانوار ج 50 ص 17 &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;سال شهادت&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ابن ابي ثلج بغدادي متوفاي 325 هجري در تاريخ ائمه ، محمد بن يعقوب كليني متوفاي 328 هجري در اصول كافي ، شيخ مفيد متوفاي 413هجري در الارشاد ، طبرسي امامي متوفاي قرن پنجم در دلائل الامامة ، علامه مجلسي متوفاي 1111 در بحار الانوار، محدث قمي متوفاي 1359 هجري . در منتهي الامال سال شهادت حضرت را 220 هجري مي دانند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG src=&quot;http://www.ya-hussain.com/int_col1/pictures/kazmain/k2.JPG&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;روز شهادت&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ابن ابي ثلج بغدادي و محمد بن يعقوب كليني روز شهادت حضرت را سه شنبه ششم ذيقعده سال 220هجري قمري  و محمد بن حرير بن رستم طبري سه شنبه پنجم ذيحجه سال 220 هجري دو ساعت پس از بالا آمدن آفتاب را روز شهادت حضرت خوانده اند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علامه مجلسي ، شيخ عباس قمي ، سيد محمد كاظم قزويني آخر ماه ذيقعده سال  220هجري  را روز شهادت امام جواد بر مي شمارند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A name=m5&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;مكان شهادت&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه محدثان و مورخان بالاتفاق مكان شهادت حضرت امام جواد (ع) را بغداد مي دانند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A name=m6&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;سر نوشت قاتلان&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پيشتر حضرت رضا (ع) درباره قاتلان امام جواد (ع) فرموده بود :&lt;BR&gt;&quot;فرزند من از روي خشم و غضب كشته مي شود و اهل آسمانها بر او مي گريند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب مي كند و در مدت كوتاهي آنانرا به عذاب دردناك مبتلا مي سازد &quot;.&lt;BR&gt;پيشگويي حضرت رضا (ع) عملي شد و جعفر بن ماُمون كه تحريك كننده خواهرش ام الفضل بود در همان روزهاي پس از شهادت امام جواد (ع) در چاهي افتاد و بر اثر ضربه اي كه بر سرش خورد دچار جنون گرديد و بقيه عمرش را با ديوانگي و جنون به سر برد .&lt;BR&gt;معتصم عباسي كه دستور قتل حضرت را صادر كرد بيش از شش سال ديگر حكومتش دوام نيافت .&lt;BR&gt;اما سر نوشت ام الفضل سر نوشت دردناكي بود كه حضرت امام جواد (ع) قبل از شهادت براي او ترسيم كرده بود ، دچار شدن به بيماري كه وي از گفتنش نيز اكراه داشت .&lt;BR&gt;ام الفضل دچار بيماري داخلي و زنانگي شد كه توان بازگو كردن براي ديگران را نداشت. وي تمام دارايي هاي خويش را خرج درمان خود كرد اما معالجه نشد و در كمال فقر و تنگدستي جان خود را از دست داد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;مناجات&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بارخدایا !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با دادن توفیق پرهیز از گناه رحمت ما را بر فرشتگان بزرگوار نویسنده ی کردار ما سبک گردان و کارنامه ما را از نیکی ها لبریز کن و مارا نزد آنان با کردارهای زشتمان خوار مگردان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بارخدایا !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چون ناگزیر از کاستی در دین یا دنیا شویم کاستی را در زودگذرترین و قبول توبه را در ماندنی ترین قرار ده &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با خدایا!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو ما را ناتوان آفریده ای و بنیاد ما را بر سستی نهاده ای و از آبی خوارمایه آغازمان کرده ای پس ما را توانی جز توانمندی تو و نیرویی جز یاری تو نیست پس ما را با توفیق خویشتن نیرومند کن و با راهنمایی خویش به راه راست هدایت فرما و دیدگانمان را از آنچه ناساز با مهر توست کورگردان و هیچ یک از اندام ما را در نافرمانی خویش موثر قرار مده !&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;آمین &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;در ضمن سالروز شهادت سید خلیل عالی نژاد آن بزرگمرد عارف رو هم به همه عارفان و عاشقان حق وحقیقت و دوستان ناصریم تسلیت میگم و امیدواریم که بتونیم روهرو راه عزیزانی همچون ایشان و ناصر عزیزمان باشیم ....&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;یا حق &lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 20:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nasseria&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>arefeh</dc:creator>
<guid>http://nasseria.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>«مسعود رسام» درگذشت</title>
<link>http://nasseria.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;«مسعود رسام» كارگردان مجموعه‌هايي نظير «خانه سبز»، «تولدي ديگر»، «هاچين و واچين» و « قطار ابدي» بر اثر سرطان خون درگذشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.sourehcinema.com/Images/ThumbNail.aspx?Type=People&amp;Id=138201090407&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;«مسعود رسام»‌ كارگردان نامدار تلويزيون ايران پس از سال‌ها تحمل بيماري سرطان خون دیروز در بيمارستان لاله تهران درگذشت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;مسعود رسام متولد 1336 تهران، فارغ التحصيل كارگرداني از مدرسه عالي تلويزيون و سينما (دانشكده صدا و سيما)بود. وي فعاليت هنري را سال 1358 در تلويزيون با تهيه كنندگي و كارگرداني فيلم‌هاي كوتاه، تئاتر و سريال آغاز كرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;برنامه چاق و لاغر، دنياي شيرين دريا، دنياي شيرين، هاچين و واچين، محله بهداشت و … از جمله فعاليت‌هاي اين كارگردان و تهيه كننده در عرصه كودك و نوجوان است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1388/08/10/100921518285.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;زنده ياد رسام كارگرداني، تهيه‌كنندگي و نويسندگي فيلم‌ها و سريال‌هايي نظير مادر، بزرگ مرد کوچک، سريال مرواريد سرخ، دريايي‌ها، سيندرلا، تولدي ديگر، دنياي شيرين دريا، نوعي ديگر، سرزمين، قطار ابدي، دلبندم، سيب خنده، همسران، علي و غول جنگل، چاق و لاغر، دو مرغابي در مه، ماموريت، منبع موثق، در خانه، هاچين و واچين،‌ از نو بسازيم، محله بهداشت، محله برو بيا، برده رقصان، کيف، شازده کوچولو و… را در پرونده كاري خود دارد که آخرين فعاليت زنده ياد رسام، كارگرداني مجموعه تلويزيوني «غيرمحرمانه» بود كه سال گذشته از شبكه تهران به روي آنتن مي‌رفت.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;پيكر این هنرمند ارزنده روز سه شنبه 12 آبان ماه ساعت 9 صبح از روبه‌روي خانه سينما به سمت قطعه هنرمندان تشييع خواهد شد. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 13:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nasseria&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>nasseria</dc:creator>
<guid>http://nasseria.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ویژه نامه میلاد امام رضا(ع)</title>
<link>http://nasseria.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT size=3&gt;باسلام خدمت شما دوستان و عاشقان ناصریای عزیز&lt;/FONT&gt; &lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;&lt;EM&gt;میلاد باسعادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;&lt;EM&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt; شمس الشموس&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;&lt;EM&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#33ff00&gt; حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;&lt;EM&gt; بر شما دوستان و عاشقان آن امام همام مبارک باد.&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=Georgia size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 480px; HEIGHT: 767px&quot; height=2342 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://naririria.persiangig.com/image/Monasebat/Veladatha/EmamReza/88-1.jpg&quot; width=804 align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دوستان در این پست بر آن شدیم تا به مناسبت این میلاد فرخنده با ویژه نامه ایی در خدمت شما عزیزان باشیم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff9900&gt;**************************&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#6699ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;گزیده ای از سخنان امام رضا (ع)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام رضا(ع) فرمود:&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;ایمان بندگان کامل نشود مگر اینکه در آنها سه خصلت باشد: فهم عمیق دین، نیکو اندازه گیری در امر معیشت و شکیبایی بر مصیبتها و گرفتاریها.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام رضا(ع) فرمود:&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;آن کس که می خواهد نیرومندترین مردم باشد باید بر خدا توکل کند.از حد توکل پرسیدند که بالاترین درجه آن چیست؟&lt;BR&gt;فرمود: این است که جز خداوند از کسی نترسی.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام رضا (ع) فرمود:&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;مردي كه توانايي مالي دارد بهتر است به زندگي همسر و فرزندان خود توسعه دهد تا به علت خساست و سختگيري او آرزوي مرگ وي را نكنند.» «آن كسي كه از نعمت مالي برخوردار است بايد اسباب رفاه خانواده خود را بيشتر فراهم كند.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام رضا(ع) فرمود: &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;هر چیزی که در راه خدا و برای رضایت و خشنودی پروردگار داده شود اگر چه کم باشد نزد خداوند بزرگ و زیاد است. امام رضا (ع) در این باره میفرماید: « در هزینه زندگی میانه روی کن! به هنگام دارایی و نداری، و همچنین در احسان و نیکی کردن، چه کم باشد و چه زیاد. به درستی که خداوند تبارک و تعالی بخشش پارهای از یک دانه خرما را بزرگ میدارد. به حدی که در روز قیامت آن را به اندازه کوه احد بزرگ جلوه میدهد.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;حضرت رضا (ع) به ترتیب از پدران گرامی خود صلوات الله اجمعین نقل فرموده است:&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;«بهترین و سودمندترین مال از اندوختههای انسان، صدقه دادن است». امام رضا (ع) بر حسب روایاتی درباره آثار و انواع صدقه میفرماید:&lt;BR&gt;«صدقه بده اگر چه چیز اندکی باشد. زیرا هر چیز اندکی اگر در راه خدا با نیت صادقانه داده شود بزرگ و ارزشمند است.» «با دادن صدقه، رزق و روزی زیاد از خداوند طلب کنید.» «بیمارانتان را با صدقه درمان کنید.» «هر کار نیکی یک نوع صدقه است و پاداش صدقه را دارد.» «کمک کردن به ضعیفان و محرومان از بهترین انواع صدقه است.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام رضا (ع) میفرماید:&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;«سه چیز همراه با سه چیزدیگر است: 1- غلبه روزگار بر صاحبان قدرت و دارایی، 2- محرومیت مادی از محققین 3- حسادت و کینه جویی افراد جاهل و ناآگاه با اهل علم، دانش و معرفت. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام رضا(ع) فرمود:&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;نسبت به خدا خوش بین باش چرا كه اگر كسى در برابر خدا خوش بین باشد، مرحمت الهى را در گمان خويش مى يابد، و اگر كسى به روزى كم راضى و قانع باشد خدا نيز عمل اندك را از او پذيرا مى گردد، و چنانچه به رزق اندكى از حلال دلخوش باشد، شاد و خرم خواهد بود و خدا او را به درد و رنجهاى دنيا و راه چاره و درمان آنها رهنمون گشته و وى به سلامت از اين دنيا به آخرت کوچ می کند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام رضا(ع) فرمود:&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;گناهان كوچك (صغيره‌) راههايي به گناهان بزرگ (كبيره‌)اند و هر كه به خاطر اندك از خدا بيم ندارد از او در بسيار نيز نترسد،حتی اگر خداوند با بهشت و دوزخ مردم را بيم نداده بود،بر آنان اطاعت خود را واجب کرده است و پروردگار صاحب نعمت و فضل بر انسانهاست و آنچه سزاوار آن نبوده‌اند، ابتداء ازلطف خود ارزاني‌داشته است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام رضا(ع) فرمود:&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;هفت چيز بدون هفت چيز، مسخره است: آن كه زبانش طلب آمرزش كند و به قلب پشيمان نباشد، چنين كسي خود را به تمسخر گرفته است، و آن كه از خدا توفيق خواهد و نكوشد، خود را مسخره كرده است، و آن كه [به ظاهر] دور انديشي كند و بر حذر نباشد، خود را مسخره كرده است، و آن كه از خدا بهشت خواهد اما سختي ها را تحمل نكند، خود را مورد تمسخر قرار داده است، و همين طور است آن كه از آتش [دوزخ‌] به خدا پناه برد و شهوت ها را ترك نكند و نيز آن كه خدا را ياد كند و براي ديدار او تلاش نكند، خود را به مسخره گرفته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#3399ff size=3&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 484px; HEIGHT: 322px&quot; height=1704 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://naririria.persiangig.com/image/Monasebat/Veladatha/EmamReza/88-2.jpg&quot; width=1418 align=middle border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#6699ff&gt;&lt;STRONG&gt;حکایتی خواندنی از امام رضا علیه السلام&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#ffffcc size=2&gt;زمانی که امام رضا علیه السلام به عنوان ولیعهد در خراسان بود آشکار است که تا چه اندازه موقعیت سیاسی داشت. ایشان به عنوان جانشین خلیفه وقت شناخته می‌شدند و طبیعی بود که مردم سخت به آن حضرت احترام می‌گذاشتند...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#ffffcc size=2&gt;اما همین امام بنا به روایتی که ابن شهر آشوب، نویسنده مشهور شیعه در قرن ششم به نقل از یعقوب بن اسحاق نوبختی روایت کرده است به گونه‌ای وارد حمام نیشابور شد که حاضران متوجه نشدند آن حضرت دارای چنان مقامی است. ابن شهر آشوب می‌نویسد: حضرت رضا علیه‌السلام وارد حمام شد. یکی از کسانی که حاضر بود ـ و ایشان را نمی‌شناخت ـ از آن حضرت خواست تا دلاکی او را کرده و به اصطلاح امروزه کیسه او را بکشد. حضرت درخواست او را پذیرفت و مشغول کار شد. برخی که امام را می‌شناختند، آن مرد را درباره امام رضا علیه السلام آگاه کردند و او مشغول عذرخواهی شد. با این حال امام به او آرامش داده و همچنان به دلاکی او مشغول بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#000000 size=2&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;منبع: مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص412. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 484px; HEIGHT: 305px&quot; height=1512 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://naririria.persiangig.com/image/Monasebat/Veladatha/EmamReza/88-3.jpg&quot; width=1402 align=middle border=0&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#6699ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;قصه شتری كه به حرم پناه آورد&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;شاید چندین مرتبه از زبان ریش سفیدان اطرافتان، قصه شتری را شنیده باشید كه از دست سلاخان گریخت و به حرم امام هشتم علیه السلام پناه آورد و پای پنجره فولاد گریست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;حاج نصر الله حسین زاده صاحب همان شتر است كه اینك دربان كشیك پنجم آستان قدس رضوی می‌باشد. از آنجا كه ماجرای آن شتر پناهنده و چند و چون پس از آن به نظر ما جالب آمد، خاطرات ایشان را بیان می‌کنیم. حاج نصرالله اینطور آغاز می‌كند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;از قهرمانان و پیش كسوتان ورزشی كشتی هستم كه شغل اصلی‌ام دامپروری است . 26 سال بیش دوازده شتر را كه از كشور افغانستان به ایران آورده بودند، برای كشتارگاه خریداری كرده همان روز با چند تن دیگر شروع كردیم به علامت گذاری روی شترها اما وقتی به آخرین آنها كه بسیار فربه و چاق هم بود رسیدیم، به دلیل نا آرامی او موفق به گذاشتن علامت نشدیم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;صبح روز بعد همین شتر را همراه با سه تای دیگر به كشتارگاه فرستادیم . آنجا دو تا را كشتند و دو تای دیگر از سلاخ خانه به طرف پنجره پایین خیابان گریختند. سر پنجره یكی از آنها به سمت خیابان نخ‌ریسی و دیگری به سوی حرم مطهر حركت كرد. حاج سید حسینی یكی از دربانان صحن عتیق می‌گفت: هنگامی كه شتر وارد حرم شد، با قدم‌های آهسته گام برداشت. سه دور اطراف سقاخانه چرخید و بعد رفت و به آرامی جلوی پنجره فولاد زانو زد و پس از سر و صدای زیاد چنان اشك ریخت كه از یك شتر بعید می‌نمود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;وقتی همان دربان، شالی سبز بر گردن شتر انداخت و به دنبال خود كشانید، شتر مانند آهویی رام شده با او همراه شد و مردم هم گروه گروه به دنبالش رفتند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;از این قضیه كه آگاه شدم شتر را به حال خود رها كردم. دوازده روز گذشت تا این كه رئیس تشریفات آن زمان مرا احضار كرد و خواست بداند در مقابل شتر چه تقاضایی دارم . من هم به جای پول یا شتری دیگر، فقط درخواست حكم خدامی حرم مطهر را كردم . رئیس تشریفات هم تلفنی جریان را برای نایب التولیه بازگو كرد. او هم گفت: ساعت دوازده روز بعد به دفترش بروم . فردای آن روز راس همان ساعت نزد حسن زاهدی كه آن موقع استاندار بود، رفتم و او پس از سؤال و جواب درباره شغل و میزان ارادتم نسبت به ائمه، قول ارایه حكم خدامی را به من داد . یادم هست آنقدر از این قول او خوشحال شدم كه دیگر نفهمیدم پس، از آنچه گفت تشكر كردم و تقاضای خودم را نوشتم و به دفتردار دادم، او با خشونت گفت: چه كسی به تو اجازه داده چنین تقاضایی بنویسی؟ هنگامی كه جریان را به او گفتم تقاضایم را داخل كشوی میزش گذاشت و گفت روز بعد مراجعه كنم . فردای آن روز كه رفتم با تعجب دیدم برگه او را استاندار امضاء كرده است و نامم نیز در دفتر ثبت شده است . پس از ارایه مدارك به كارگزینی، گفتند: بروم و چهل روز دیگر مراجعه كنم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;خدا می‌داند در این مدت در دلم چه گذشت . بالاخره پس از پایان چهل روز به اداره آستانه رفتم، آنجا مرا به ارباب ارجاع دادند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;هنگامی كه سراغ وی رفتم گفتند: ارباب جلسه دارد. بنابراین مجبور شدم برگردم و داخل ماشین منتظر بمانم . برای گذراندن وقت، رادیو را روشن كردم . یك باره رادیو اعلام كرد به جای زاهدی، ولیان به استانداری منصوب شده است . همان موقع به شدت از اتفاقی كه در حال وقوع بود ناامید شدم . با خود تصور كردم حتما استاندار جدید تمام تصمیمات استاندار قدیم را لغو می‌كند و به هر حال كار را از دست رفته دیدم . خیلی ناراحت شدم و رفتم سر چهارراه نادری (چهارراه شهدا) ، رو به امام رضا علیه السلام ایستادم و گفتم: آقاجان این حكمی بود كه شما توسط شتر به من عنایت كردی. اما حالا دارد از دست می‌رود. خودت دوباره نظری كن تا درست شود. بعد به طرف میدان شهدا، كوچه حسین باشی كه مغازه داشتم حركت كردم . وقتی به مغازه رسیدم . كارگرمان نامه‌ای سربسته به من داد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;پرسیدم: این چیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;گفت: از آستانه آورده‌اند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;نامه را گرفتم ، به حرم رفتم و بسیار دعا كردم و سپاس گفتم .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;شش ماه از خدامی گذشت كه همان مامور آورنده نامه مرا دید و گفت: حاجی! قدر این حكم را بدان چون زمانی امضا شد كه زاهدی دفتر كارش را ترك كرد تا به تهران برود . حتی رفت و به قصد فرودگاه داخل ماشین هم نشست . اما یك مرتبه پیاده شد، به دفتر كارش برگشت و دو نامه را امضاء كرد كه یكی از آنها همین حكم شما بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;از طرفی شتر را هم به مزرعه نمونه آستان قدس بردند و حدود ده سال همانجا از او نگهداری نمودند . بعد هم قرار شد شتر را به طبس ببرند و آنقدر مواظبتش كنند تا به مرگ طبیعی بمیرد. ولی چنان این موضوع روی مردم اثر گذاشت كه حتی درباره آن شتر، شعرا از جمله دكتر قاسم رسا و همچنین مداحان، سروده‌های زیبایی خواندند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 484px; HEIGHT: 313px&quot; height=1625 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://naririria.persiangig.com/image/Monasebat/Veladatha/EmamReza/88-4.jpg&quot; width=1440 align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#6699ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;علت ملقب شدن حضرت (ع) به رضا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;شیخ صدوق می گوید :&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;از احمد بن محمد بن ابی نصر بـِزَنطی نقل شده است که گفت :&lt;BR&gt;به امام جواد علیه السلام عرض کردم :&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;ـ گروهی از مخالفین شما می پندارند که چون مامون پدر شما را برای ولایت عهدی خود پسندید و برگزید ، ایشان را « رضا » (یعنی پسندیده و مورد رضایت) نامید . &lt;BR&gt;حضرت جواد علیه السلام فرمودند : به خدا دروغ می گویند ، خلاف می گویند ، بلکه خداوند ـ تبارک و تعالی ـ او را « رضا » نامید ؛ زیرا او برای خداوند ـ عزوجل ـ در آسمانش و برای رسولش و ائمه ی بعد از او ( علیهم السلام ) در زمینش مرضی بود .&lt;BR&gt;بـِزَنطی گوید : عرض کردم : آیا مگر سایر پدرانتان ( علیهم السلام ) برای خدا و رسولش و ائمه راضی نبودند؟&lt;BR&gt;حضرت فرمود : آری بودند .&lt;BR&gt;عرض کردم : پس برای چه از این میان فقط پدرتان « رضا » نامیده شده است؟&lt;BR&gt;فرمود : چون همان طور که دوستان و طرفدارانش به ایشان رضایت داده و ایشان را پذیرفتند ، مخالفین نیز ایشان را قبول کرده ، به ایشان رضایت داده بودند ، و این حالت برای پدران و اجداد ایشان اتفاق نیفتاد ؛ و لذا از بین آنان فقط ایشان « رضا » نامیده شده اند . &lt;BR&gt;از سلیمان بن حفص مروزی روایت است که :&lt;BR&gt;امام کاظم علیه السلام فرزندش علی را « رضا » می نامید و مثلاً می فرمود : فرزندم رضا را صدا کنید و یا به فرزندم رضا گفتم و یا فرزندم رضا به من گفت و زمانی که با حضرت رضا صحبت می کردند ، ایشان را با لفظ « ابالحسن » خطاب می فرمودند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;و تعدادی از القاب ایشان :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;1- علی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;2- ابوالحسن &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;3- مرتضی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;4- سراج الله ( چراغ خدا)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;5- نور الهدی ( نور هدایت کننده)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;6- قره عین المومنین (نور چشم مومنان)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;7- مکیده الملحدین ( خط بطلان کشنده بر اشتباهات و خطاهای ملحدان)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;8- کافی الخلق ( کافی برای مردم روی زمین)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;9- الرضی )راضی و خشنود)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;10- الرضا ( راضی به امر پروردگار)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;11- رب السریر (آقا و سید تخت پادشاهی)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;12- رب التدبیر( خداوند تدبیر) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;13- رئاب التدبیر (درست کننده امور و افکار)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;14- الفاضل ( شایسته ترین افراد)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;15- الصابر ( صبور)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;16- الوفی (اداء کننده معصوم)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;17- الصدیق (راستگو)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;18- الولی ( بزرگتر و مهتر)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;19- وافی ( با وفا )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;20- زکی ( پاک، شریف و محترم)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;21- سلطان الانس و الجن ( سلطان و مهتر انسان و جن)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;22- ضامن الامه (پشتیبان مردم)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;23- الداعی الی الله ( دعوت کننده به سوی خداوند)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;24- زین المومنین (زینت و افتخار مومنان)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;25- غریب الغربا (غریب ترین غریبان)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;26- معین الضعفا ( یاری دهنده ضعیفان)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;27- الراضی الی الله (راضی به امر خدا)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;28- الراضی بالقدر و القضا ( راضی به قدر وقضا)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;29- شمس الشموس ( خورشید خورشیدها)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;30- انیس النفوس ( همدم انسانها)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;31- غیظ الملحدین ( خشم گیرنده بر کافران)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;32- ثامن الحجج (هشتمین دلیل و امام معصوم)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;33- ثامن الائمه (هشتمین امام)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;34- ابوبکر( ابوالصلت هروی می گوید: روزی مامون از من سوالی کرد و من هم در رابطه با سوال، پاسخ دادم که ابوبکر چنین و چنان گفت.مامون از من پرسید: کدام ابوبکر؟ابوبکر ما، یا ابوبکر عامه؟ من پاسخ دادم:ابوبکر ما.عیسی گفت: من از ابوالصلت پرسدم که ابوبکر شما کیست؟ او پاسخ داد: علی بن موسی الرضا(ع) ).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;35- علی بن موسی ( علی پسر موسی)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;36- ابامحمد (پدر محمد)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;37- کفو الملک (پابرجا)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;38- عالم آل محمد (دانشمند آل محمد)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;39- ابوالحسن ثالث &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;40- ابوالحسن ثانی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 484px; HEIGHT: 312px&quot; height=1551 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://naririria.persiangig.com/image/Monasebat/Veladatha/EmamReza/88-5.jpg&quot; width=1246 align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#6699ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;گوشه‌ي از كرامات امام رضا (عليه السلام)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;بشارت پيامبر به حميده&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;امام رضا به بركت سفارش پيغمبر و عنايت ايشان به دنيا آمدند. در نقل‌هاي اهل سنت چنين آمده: زماني كه حميده مادر امام كاظم، كنيزي به نام نجمه را از بازار خريداري كرد، پيامبر را در خواب ديد كه به ايشان فرمود: «اين كنيز را به فرزندت (امام كاظم) هديه كن؛ همانا از اين كنيز، فرزندي به دنيا خواهد آمد كه بهترين اهل زمين است». حميده نيز چنين كرد و امام، نام نجمه را به طاهره تغيير داد. [10]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;معجزه‌ي در دوران حمل&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;مادر بزرگوار ايشان مي‌فرميد: هنگام حاملگي، سنگيني حمل را احساس نكردم و هنگام خواب، صداي تسبيح و تهليل و تقديس وي را مي‌شنيدم. [11]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;مناجات امام در دوران طفوليت&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;مادر بزرگوار امام در ادامه مي‌فرمايد: زماني كه ايشان به دنيا آمد، در حالي كه دستانش را روي زمين گذاشته و سر مباركشان را به طرف آسمان بلند كرده بود، لبانش تكان مي‌خورد، گويا مناجات خدا مي‌كرد. در اين حال پدر بزرگوارش آمد و به من گفت: «هنيئا لك كرامة ربَّكِ عزّوجل؛ مبارك باد بر تو كرامت خداوند». در اين حال فرزند را به ايشان داد و ايشان در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند و با آب فرات كام دهانش را برداشت. [12]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;محل دفن من و هارون يكي است&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;موسي بن عمران مي‌گويد: روزي علي بن موسي الرضا را در مسجد مدينه، در حالي ديدم كه هارون مشغول سخنراني بوده امام به من فرمود: روزي را خواهي ديد كه من و هارون در يك جا به خاك سپرده مي‌شويم. [14]&lt;BR&gt;امام در مكه نيز به اين مهم اشاره مي‌كند. حمزه بن جعفر ارجاني مي‌گويد: هارون الرشيد از يك درب و علي بن موسي الرضا از در ديگر مسجد الحرام خارج شدند. در اين هنگام امام رضا (عليه السلام) به هارون اشاره كرد و فرمود: الآن از هم دور هستيم، ولي ملاقاتمان نزديك است. اي طوس! همانا من و او را يك جا جمع مي‌كني. [15]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;مأمون، امين را مي‌كشد&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;حسين بن ياسر مي‌گويد: روزي علي بن موسي الرضا به من فرمود: همانا عبدالله (مأمون) برادرش محمد (امين) را خواهد كشت. از امام پرسيدم: يعني عبدالله بن هارون، محمد بن هارون را خواهد كشت؟ امام فرمودند: بله، عبدالله مأمون، محمد امين را خواهد كشت. طبق پيشگويي امام اين اتفاق افتاد. [16]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;خود را بري مرگ آماده كن!&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;حاكم نيشابوري به سند خودش از سعيد بن سعد نقل مي‌كند كه روزي امام رضا (عليه السلام) به مردي نگهاي كرد و به او فرمود:&lt;BR&gt;«يا عبدالله اوص بما تريد و استعد لما لابد منه فمات الرجل بعد ذلك بثلاثة يام[19]؛ ي بنده خدا! وصيت خود را بكن و خود را بري چيزي كه گريزي از آن نيست (مرگ)، آماده كن». راوي مي‌گويد: آن مرد پس از سه روز از دنيا رفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;وليتعهدي من پيدار نيست&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;مديني مي‌گويد: هنگامي كه امام رضا (عليه السلام) در مجلس بيعت وليتعهدي با لباس مخصوص نشسته بودند و سخنرانان صحبت مي‌كردند، نگهاي به بعضي از اصحاب خود كردند و ديدند يكي از اصحابشان از اين جريان (ولايتعهدي امام) بسيار خرسند و خوشحال است. امام به وي اشاره كرد و او را نزد خود طلبيد و درگوشي فرمودند: قلب خود را به اين وليت‌عهدي مشغول نكن و به آن دل نبند و خوشحالي نكن؛ چرا كه اين امر باقي نمي‌ماند. [22]&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;رام شدن درندگان در برابر امام&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;قضيه زينب كذاب مورد اتفاق ناقلان شيعه و سني است و گوشه‌ي از عظمت و مقام والي امامت و وليت تكويني را به نميش مي‌گذارد. در نقل اين جريان اختلافاتي وجود دارد كه به اصل آن لطمه وارد نمي‌كند. اختلاف در اين است كه يا اين جريان در دوران امام رضا (عليه السلام) رخ داده يا امام هادي7 در خراسان زني به نام زينب ادعا مي‌كرد كه علوي و از نسل فاطمه زهرا3 است. اين خبر به امام رضا (عليه السلام) رسيد. امام آن زن را احضار كرد و علوي بودن وي را تاييد نفرمود. آن زن امام را مسخره كرد و با كمال بي‌ادبي به امام گفت: تو نسب مرا زير سؤال بردي، من نيز نسب تو را زير سؤال مي‌برم. در آن دوران سلطان مكاني داشت كه در آن درندگان بودند. آن مكان براي انتقام گرفتن از مفسدان و مجرمان بود. امام رضا (عليه السلام) آن زن را نزد سلطان حاضر كرد و فرمود: اين زن دروغگوست و بر علي و فاطمه دروغ مي‌بندد و از نسل اين دو نيست. اگر اين زن راست گفته و پاره تن فاطمه و علي باشد، بدنش بر درندگان حرام است. پس او را در ميان درندگان بيندازيد. اگر راستگو باشد، درندگان به وي نزديك نمي‌شوند و اگر دروغگو باشد، وي را مي‌درند. وقتي كه زينب كذاب اين سخن را شنيد، پيش دستي كرد و به امام گفت: اگر راست مي‌گويي، خود تو داخل اين گودال شو. امام نيز بي‌هيچ سخني وارد گودال شد. مردم و سلطان از بالا نظاره‌گر ين جريان بودند. زماني كه امام وارد گودال شد، گويا درندگان رام شدند و يك يك نزد امام آمدند و دم‌هاي خودشان را به نشانه تسليم در برابر امام به زمين گذاشتند و دست و پا و صورت امام را بوسيدند. امام از آنجا بيرون آمد و سلطان دستور داد تا زن را داخل گودال بيندازند. زن امتناع كرد. سلطان دستور داد تا وي را داخل گودال بيندازند و طعمه درندگان شود. بعد‌ها اين زن در خراسان به زينب كذاب مشهور شد. [24]&lt;BR&gt;مسعودي معتقد است: اين قضيه بري امام هادي اتفاق افتاده است. [25] با اين حال اين واقعه به تعبير اهل سنت، خبر مشهور نزد شيعه است. [26] بزرگان اهل سنت از جمله ابن حجر هيثمي اين قضيه را از بعضي حفاظ اهل سنت نقل كرده[27] و ابو علي عمر بن يحيي علوي نيز اين جريان را قطعي دانسته و نقل آن از طريق اهل سنت را تاييد كرده است. [28]&lt;BR&gt;البته با توجه به بعضي قرائن ممكن است گفته شود اين جريان دو مرتبه (هم در زمان امام رضا (عليه السلام) و هم در زمان امام هادي7) اتفاق افتاده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 484px; HEIGHT: 329px&quot; height=1614 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://naririria.persiangig.com/image/Monasebat/Veladatha/EmamReza/88-6.jpg&quot; width=1372 align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#6699ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سخنان چند تن از بزرگان در مورد امام رضا (ع)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;شيخ صدوق از قول ابراهيم بن العباس گفته است&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;هرگز نديدم كه حضرت ابوالحسن الرضا كسي را با سخنان خويش آزار دهد و نديدم كه هرگز سخن كسي را قطع كند يعني در ميان سخن او سخني بگويد تا سخن گوینده تمام شود و حاجت مردم را تا جایی که در توانش بود، برآورده می کرد و در مجلس مقابل همنشین خود،تكيه نفرمود و پایش را دراز نکرد.هيچ وقت نديدم او را كه به يكي ازغلامان خود فحش دهد و هرگز نديدم كه آب دهان خود را دور افكند و هيچ گاه نديدم كه قهقهه كند بلكه خنده او تبسم بود و چون خلوت ميفرمود و سفره غذا مقابل ایشان پهن می نمودند، همه اهالی خانه را سر سفره مينشاند، حتي دربان و ميرآخور نیز با ایشان طعام ميل ميفرموند و عادت وي اين بود كه شبها كم ميخوابيد و بيشتر شبها از اول شب تا صبح بيدار بود و روزه بسيار ميگرفت، آن حضرت پنهانی بسيار احسان ميكرد و صدقه ميداد. بيشتر صدقات او در شبهاي تار بود. (منتهي الآمال – جلد 2 – حاج شيخ عباس قمي ص 340- 341). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;محمدبن ابي عباد گفته است &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;حضرت امام رضا (ع) در تابستانها بر روي حصير مينشستند و در زمستان جامههاي زبر ميپوشيدند و چون بيرون از منزل ميآمدند سر و لباس خود را مرتب ميفرمودند. (منتهي الآمال جلد 2 – حاج شيخ عباس قمي – ص 341) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;شيخ اجل احمدبن محمد برقي ازقول پدرش ، معمربن خلاد، گفته است &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;هرگاه حضرت امام رضا (ع) غذا ميل ميكرد كاسه بزرگی نزديك سفره ‌خود می گذاشت و از هرغذائی كه در سفره بود از بهترين قسمت های آن مقداری برميداشت و در آن كاسه ميگذاشت سپس امر ميكرد كه بین فقرا پخش كنند وآنوقت تلاوت ميكرد آيه فلا اقتحم العقبه و آن عقبه؛ و آن عقبه آزاد کردن بنده ای است از بردگی و یا غذا دادن به اوست. حضرت امام رضا (ع) ميفرمود:خداوند عزوجل دانا بود كه هر انساني قدرت آزادكردن بنده ندارد. براي ايشان راهي به بهشت قرار داد، يعني مقابل آزادكردن بنده غذا دادن به فقرا را قرارداد كه هر شخص بتواند به واسطه آن به بهشت رود. (منتهي الآمال جلد 2 – شيخ عباس قمي ص 342)&lt;BR&gt;شيخ صدوق درکتاب عيون از قول ابوذكوان از ابراهيم بن عباس گفته است &lt;BR&gt;نديدم هرگز حضرت امام رضا (ع) را كه از او چيزي بپرسند و نداند و از او داناتر به مسائلی كه در زمان او پیش آمده بود، ندیدم. مأمون او را امتحان نمود به هر سئوالي و او جواب ميگفت و همه سخنان و جوابهای اوو مثلهایی كه ميآورد همه از قرآن بود و او در هر سه روز قرآن را ختم ميكرد و ميگفت اگر بخواهم در كمتر از سه روزهم می توانم ختم كنم اما هرگز از آيهاي نميگذرم مگر آنكه فكر ميكنم در آن و تفكر ميكنم كه در چه موردی فرود آمده و در كدام وقت نازل شده و به همین دلیل هر سه روز ختم ميكنم. (منتهي الآمال جلد 2 - ص343 )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;علامه مجلسي (ره) درکتاب جلاء‌العيون در مورد حضرت امام رضا (ع) فرموده &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;اسم شريف آن حضرت علي و كنيه آن حضرت ابوالحسن و مشهورترين القاب آن حضرت رضاست و صابر و فاضل و رضي و وفي و قره العين المؤمنين و غيظ الملحدين نيز ميگفتند. (منتهي الآمال جلد 2 ص 337).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 484px; HEIGHT: 346px&quot; height=1611 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://naririria.persiangig.com/image/Monasebat/Veladatha/EmamReza/88-7.jpg&quot; width=1296 align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#6699ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;فضيلت زيارت امام رضا عليه السلام&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام باقر(ع)، از جدّش، از اميرالمؤمنين(ع) نقل كرده است كه پيامبر(ص) فرمود:&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;پاره اى از پيكر من در خراسان دفن خواهد شد، هر گرفتارى كه او را زيارت كند، خدا ناراحتى او را برطرف سازد، و هر گنهكارى كه به زيارت او رود، خداوند گناه او را ببخشد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام جواد(ع) فرمود:&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;ميان دو كوه طوس، پاره اى است كه آن را از بهشت ستانده اند، هر كه بدان جا درآيد، روز رستاخيز از آتش ايمن خواهد ماند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام صادق(ع) فرمود:&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;مردى از نسل فرزندم موسى ، قيام خواهد كرد كه همنام اميرالمؤمنين(ع) است و در سرزمين طوس كه در خراسان است، دفن خواهد شد... او در همان جا با زهر كشته مى شود و غريبانه به خاكش مى سپارند. هر كه او را با معرفت زيارت كند، خداوند او را همسان كسانى كه پيش از پيروزى ، بخشش و پيكار كرده باشند، پاداش خواهد داد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام رضا(ع) فرمود:&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;هر يك از دوستان من كه عارفانه به ديدار من آيد، من خود در روز رستاخيز از او شفاعت كنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام رضا(ع) فرمود:&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;هر كس كه دورى سفر را بر خود بپذيرد و به زيارت من آيد، من در روز قيامت در سه جايگاه به نزد او خواهم شتافت تا او را از تنگنا به در آورم: آن جايى كه نامه اعمال دست به دست مى شود، در صراط، و هنگام سنجش اعمال&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;هروى گويد:&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;امام رضا(ع) وارد بارگاهى شد كه هارون را آن جا در خاك نهاده بودند، در كنار گور او با دست خويش خطى بر زمين كشيد و فرمود: اين تربت من است كه در آن دفن مى شوم و خدا اين جا را محل آمدوشد پيروان و دوستداران من خواهد ساخت. هر زائرى كه به ديدار من آيد و هر مسلمانى كه بر من سلام دهد، با شفاعت ما اهل بيت، بخشش و رحمت خداوندى را از آن خود خواهد كرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;عبدالعظيم حسنى گويد:&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;به امام جواد(ع) عرض كردم: من ميان زيارت قبر جدّتان امام حسين(ع) و زيارت بارگاه پدرتان در طوس حيران مانده ام، شما چه مى گوييد؟ فرمود: اندكى درنگ كن! سپس به خانه رفت و در حالى كه گونه هايش آغشته به اشك بود، بيرون آمد و فرمود: زائران بارگاه امام حسين(ع) فراوان اند و زائران قبر پدرم در طوس اندك. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;&lt;STRONG&gt;امام هادى (ع) فرمود:&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;هر كه به درگاه خداوند نيازى دارد، قبر جدّم امام رضا(ع) در طوس را بدين سان زيارت نمايد كه نخست غسل كند، در بالاسر دو ركعت نماز بگزارد و در قنوت حاجت خويش را بر زبان آورد... اگر در خواسته اش معصيت يا بريدن از خويشان نباشد، مستجاب خواهد شد؛ زيرا جاى قبر آن حضرت پاره اى از بهشت است و هر مؤمنى كه آن را زيارت كند، خدا او را از آتش رهايى بخشد و در سراى امنيت جاى دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 484px; HEIGHT: 295px&quot; height=1644 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://naririria.persiangig.com/image/Monasebat/Veladatha/EmamReza/88-8.jpg&quot; width=1244 align=middle border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#6699ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;دکلمه ناصر عبداللهی برای امام رضا(ع)&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;چهل شب سوختم ٬ آیینه باریدم ٬ دعا کردم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;دلی با اشک شستم ٬ نذر دیدار خدا کردم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;چهل شب زیر باران خیس شد پیراهن روحم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;شدم شفاف و خود را پاک از این رنگ و ریا کردم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;چهل شب در چهل منزل به دنبال خودم رفتم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;خودم را آن من گمگشته خود را صدا کردم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;به دنبال صدایی مهربان از خویشتن رفتم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;جهت ها ناگهان گم گشت و رو بر ناکجا کردم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;دلم از کوچه های توبه رفت و به خدا پیوست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;من او را هرچند بارها در دوزخ رها کردم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;درونم جنگلی در شعله می پیچید همچون نی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;شراری بر نوا بخشیدم و آتش به پا کردم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;به امیدی که دل را برضریح غربتش بندم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;غزل های غریبی نذر پابوس رضا کردم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;این ابیات مربوط است به کاری از شهید اندیشه علوی زنده یاد ناصر عبداللهی که در کنسرت دوستت دارم توست ایشان دکلمه شده است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ffffcc&gt;اما دوست عزیزم سید مهدی افضلی فیلم این اجرای بسیار زیبا را جهت دانلود تهیه نموده اند که ما آن را در پایان برای شما عزیزان قرار می دهیم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=4&gt;&lt;A href=&quot;http://nasseriayebandar03.webng.com/emamreza.wmv&quot; target=_blank&gt;لینک مستقیم&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.zshare.net/video/67695274e7cb6886/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=4&gt;لینک غیر مستقیم&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; color=#ff9900&gt;یاد و خاطره اش گرامی باد&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 22:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nasseria&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>nasseria</dc:creator>
<guid>http://nasseria.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تجلی حضوری دوباره</title>
<link>http://nasseria.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;با سلام خدمت شما دوستان عزیز&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;در ابتدا از شما پوزش می خواهم به علت غیبت ناگهانی و طولانی ام که داشتم&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;انشاالله با مطالبی جدید باز در خدمتتون خواهیم بود&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;دوستان متاسفانه در ماه مبارک رمضان توفیق نداشتیم حکمتهایی از نهج البلاغه را تا پایان ماه مبارک خدمت شما دوستان عرضه کنیم و این مهم را به پایان برسانیم لذا در اولین فرصت آنچه از مبحث حکمتهای مولا امیر المومنین در این کتاب ارزنده باقی مانده است را جهت دانلود شما دوستان عزیز قرار خواهم داد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 07:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nasseria&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>nasseria</dc:creator>
<guid>http://nasseria.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حکمتهایی از نهج البلاغه بخش هجدهم</title>
<link>http://nasseria.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#3399ff size=3&gt;حکمتهایی از نهج البلاغه بخش هجدهم (۱۷۰ الی ۱۷۹)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;۱۷۰)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;اللَّجَاجَةُ تَسُلُّ الرَّاءْيَ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;لجاجت و ستيز، تدبير را دور مى كند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۷۱)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;الطَّمَعُ رِقُّ مُؤَبَّدٌ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;طمعكارى ، بردگى هميشگى است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۷۲)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;ثَمَرَةُ التَّفْرِيطِ النَّدَامَةُ، وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلاَمَةُ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ثمره تفريط و كوتاهى در كارها پشيمانى است و ثمره دورانديشى سلامت است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۷۳)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;لاَ خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ، كَمَا اءَنَّهُ لاَ خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;آنكه سخنش حكمت آميز است خاموشيش سود ندارد، همانگونه كه ، سخن گفتن از روى نادانى را فايدتى نيست .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۷۴)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مَا اخْتَلَفَتْ دَعْوَتَانِ إِلا كَانَتْ إِحْدَاهُمَا ضَلاَلَةً.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;دو دعوى خلاف يكديگر نباشند، مگر آنكه ، يكى از آنها گمراهى باشد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۷۵)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مَا شَكَكْتُ فِي الْحَقِّ مُذْ اءُرِيتُهُ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;از آن وقت كه حق را به من نموده اند، در آن ترديد نكرده ام .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۷۶)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مَا كَذَبْتُ وَ لاَ كُذِّبْتُ، وَ لاَ ضَلَلْتُ وَ لاَ ضُلَّ بِي .&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;دروغ نگفتم و دروغ نشنيده ام . گمراه نشدم و كسى را گمراه نكرده ام .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۷۷)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;لِلظَّالِمِ الْبَادِي غَدا بِكَفِّهِ عَضَّةٌ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;آنكه نخست دست به ستم گشايد، انگشت ندامت به دندان خواهد گزيد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۷۸)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;الرَّحِيلُ وَشِيكٌ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;كوچ كردن نزديك است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۷۹)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مَنْ اءَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ عِندَ جَهَلَةِ النّاسِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;هر كه از چهره حق پرده برگيرد، به دست مردم نادان هلاك شود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 15:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nasseria&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>nasseria</dc:creator>
<guid>http://nasseria.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حکمتهایی از نهج البلاغه بخش هفدهم</title>
<link>http://nasseria.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#3399ff size=3&gt;حکمتهایی از نهج البلاغه بخش هفدهم (۱۶۰ الی ۱۶۹)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;۱۶۰)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;قَدْ اءَضَاءَ الصُّبْحُ لِذِي عَيْنَيْنِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;براى كسى كه دو چشم بينا دارد، صبح روشن است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۶۱)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;تَرْكُ الذَّنْبِ اءَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ التَّوْبَةِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;گناه نكردن از توبه نمودن آسانتر است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۶۲)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;كَمْ مِنْ اءَكْلَةٍ تَمْنُعُ اءَكَلاَتٍ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;چه بسا يك خوردن مانع خوردنها شود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۶۳)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;النَّاسُ اءَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مردم دشمن چيزهائى هستند كه نمى دانند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۶۴)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مَنِ اسْتَقْبَلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ عَرَفَ مَوَاقِعَ الْخَطَإِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;هر كه از آراء ديگران استقبال كند، مواضع خطا را تواند شناخت .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۶۵)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مَنْ اءَحَدَّ سِنَانَ الْغَضَبِ لِلَّهِ قَوِيَ عَلَى قَتْلِ اءَشِدَّاءِ الْبَاطِلِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;هر كه سر نيزه خشم خود را بخاطر خدا تيز كند، در نابود كردن سخت ترين باطلها توانا بود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۶۶)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;إِذَا هِبْتَ اءَمْرا فَقَعْ فِيهِ، فَإِنَّ شِدَّةَ تَوَقِّيهِ اءَعْظَمُ مِمَّا تَخَافُ مِنْهُ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;هرگاه از كارى بترسى خود را به ميان آن افكن ، زيرا سختى بر حذر بودن ، بزرگتر از آن چيزى است كه از آن مى ترسى .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۶۷)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;آلَةُ الرِّيَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ابزار سرورى ، شكيبايى در تحمل نامراديهاست .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۶۸)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;ازْجُرِ الْمُسِي ءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پاداش دادن به نيكوكار، بدكار را رنجه مى دارد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۶۹)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَيْرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بيخ كينه را از دل ديگران بركن ، با بركندن آن از دل خود. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Sep 2009 18:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nasseria&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>nasseria</dc:creator>
<guid>http://nasseria.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حکمتهایی از نهج البلاغه بخش شانزدهم</title>
<link>http://nasseria.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#3399ff size=3&gt;حکمتهایی از نهج البلاغه بخش شانزدهم (۱۵۰ الی ۱۵۹)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;۱۵۰)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;عَاتِبْ اءَخَاكَ بِالْإِحْسَانِ إِلَيْهِ، وَ ارْدُدْ شَرَّهُ بِالْإِنْعَامِ عَلَيْهِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;P&gt;دوست خود را با نيكى كردن در حق او سرزنش كن و با بخشش به او گزندش را باز گردان .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;۱۵۱)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ فَلاَ يَلُومَنَّ مَنْ اءَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر كه به جاهايى رود كه تهمت انگيز است ، نبايد كسى را كه به او بدگمان شده است ، ملامت كند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;۱۵۲)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مَنْ مَلَكَ اسْتَأْثَرَ، مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَاءْيِهِ هَلَكَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر كه ملك يابد، همه چيز را براى خود خواهد و هر كه خودكامگى پيشه كند، به هلاكت رسد و هر كه با مردم مشورت نمايد، در خردشان شريك شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;۱۵۳)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كَانَتِ الْخِيَرَةُ بِيَدِهِ.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر كه راز خود نهان دارد، اختيار آن همواره به دست او باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;۱۵۴)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْاءَكْبَرُ.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تنگدستى ، مرگ بزرگتر است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;۱۵۵)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مَنْ قَضَى حَقَّ مَنْ لاَ يَقْضِي حَقَّهُ فَقَدْ عَبَدَهُ.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر كه حق كسى را ادا كند كه او حقش را ادا نكرده ، خود را بنده او ساخته .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;۱۵۶)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;لاَ طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرمانبردارى مردم با نافرمانى خدا نسازد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;۱۵۷)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;لاَ يُعَابُ الْمَرْءُ بِتَأْخِيرِ حَقِّهِ، إِنَّمَا يُعَابُ مَنْ اءَخَذَ مَا لَيْسَ لَهُ.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;كسى را كه اداى حقش به تاءخير افتد، سرزنش نبايد كرد، كسى را سرزنش بايد كرد، كه چيزى را كه حق او نيست ، بستاند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;۱۵۸)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;الْإِعْجَابُ يَمْنَعُ الاِزْدِيَادَ.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خودپسندى افزونى و پيشرفت را باز مى دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;۱۵۹)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;الْاءَمْرُ قَرِيبٌ، وَ الاِصْطِحَابُ قَلِيلٌ.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرگ نزديك است و فرصت صحبت با ياران اندك .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Sep 2009 18:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nasseria&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>nasseria</dc:creator>
<guid>http://nasseria.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حکمتهایی از نهج البلاغه بخش پانزدهم</title>
<link>http://nasseria.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#3399ff size=3&gt;حکمتهایی از نهج البلاغه بخش پانزدهم (۱۴۰ الی ۱۴۹)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;۱۴۰)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;آدمى در زير زبان خود پنهان است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۴۱)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;هَلَكَ امْرُؤٌ لَمْ يَعْرِفْ قَدْرَهُ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;كسى كه قدر و منزلت خويش نشناسد، هلاك شود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۴۲)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;وَ قَالَ ع : لِرَجُلٍ سَاءَلَهُ اءَنْ يَعِظَهُ:&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;لاَ تَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو الْآخِرَةَ بِغَيْرِ عَمَلٍ، وَ يُرَجِّي التَّوْبَةَ بِطُولِ الْاءَمَلِ، يَقُولُ فِي الدُّنْيَا بِقَوْلِ الزَّاهِدِينَ وَ يَعْمَلُ فِيهَا بِعَمَلِ الرَّاغِبِينَ، إِنْ اءُعْطِيَ مِنْهَا لَمْ يَشْبَعْ وَ إِنْ مُنِعَ مِنْهَا لَمْ يَقْنَعْ، يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ مَا اءُوتِيَ وَ يَبْتَغِي الزِّيَادَةَ فِيمَا بَقِيَ، يَنْهَى وَ لاَ يَنْتَهِي ، وَ يَأْمُرُ بِمَا لاَ يَأْتِي ، يُحِبُّ الصَّالِحِينَ وَ لاَ يَعْمَلُ عَمَلَهُمْ، وَ يُبْغِضُ الْمُذْنِبِينَ وَ هُوَ اءَحَدُهُمْ، يَكْرَهُ الْمَوْتَ لِكَثْرَةِ ذُنُوبِهِ، وَ يُقِيمُ عَلَى مَا يَكْرَهُ الْمَوْتَ لَهُ، إِنْ سَقِمَ ظَلَّ نَادِما وَ إِنْ صَحَّ اءَمِنَ لاَهِيا، يُعْجِبُ بِنَفْسِهِ إِذَا عُوفِيَ وَ يَقْنَطُ إِذَا ابْتُلِيَ، إِنْ اءَصَابَهُ بَلاَءٌ دَعَا مُضْطَرّا، وَ إِنْ نَالَهُ رَخَاءٌ اءَعْرَضَ مُغْتَرّا، تَغْلِبُهُ نَفْسُهُ عَلَى مَا يَظُنُّ وَ لاَ يَغْلِبُهَا عَلَى مَا يَسْتَيْقِنُ، يَخَافُ عَلَى غَيْرِهِ بِاءَدْنَى مِنْ ذَنْبِهِ، وَ يَرْجُو لِنَفْسِهِ بِاءَكْثَرَ مِنْ عَمَلِهِ، إِنِ اسْتَغْنَى بَطِرَ وَ فُتِنَ، وَ إِنِ افْتَقَرَ قَنَطَ وَ وَهَنَ، يُقَصِّرُ إِذَا عَمِلَ، وَ يُبَالِغُ إِذَا سَاءَلَ، إِنْ عَرَضَتْ لَهُ شَهْوَةٌ اءَسْلَفَ الْمَعْصِيَةَ، وَ سَوَّفَ التَّوْبَةَ، وَ إِنْ عَرَتْهُ مِحْنَةٌ انْفَرَجَ عَنْ شَرَائِطِ الْمِلَّةِ، يَصِفُ الْعِبْرَةَ وَ لاَ يَعْتَبِرُ، وَ يُبَالِغُ فِي الْمَوْعِظَةِ وَ لاَ يَتَّعِظُ، فَهُوَ بِالْقَوْلِ مُدِلُّ، وَ مِنَ الْعَمَلِ مُقِلُّ، يُنَافِسُ فِيمَا يَفْنَى ، وَ يُسَامِحُ فِيمَا يَبْقَى ، يَرَى الْغُنْمَ مَغْرَما وَ الْغُرْمَ مَغْنَما، يَخْشَى الْمَوْتَ وَ لاَ يُبَادِرُ الْفَوْتَ، يَسْتَعْظِمُ مِنْ مَعْصِيَةِ غَيْرِهِ مَا يَسْتَقِلُّ اءَكْثَرَ مِنْهُ مِنْ نَفْسِهِ، وَ يَسْتَكْثِرُ مِنْ طَاعَتِهِ مَا يَحْقِرُهُ مِنْ طَاعَةِ غَيْرِهِ، فَهُوَ عَلَى النَّاسِ طَاعِنٌ، وَ لِنَفْسِهِ مُدَاهِنٌ، اللَّغْوُ مَعَ الْاءَغْنِيَاءِ اءَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الذِّكْرِ مَعَ الْفُقَرَاءِ، يَحْكُمُ عَلَى غَيْرِهِ لِنَفْسِهِ، وَ لاَ يَحْكُمُ عَلَيْهَا لِغَيْرِهِ، يُرْشِدُ غَيْرَهُ وَ يُغْوِي نَفْسَهُ، فَهُوَ يُطَاعُ وَ يَعْصِي ، وَ يَسْتَوْفِي وَ لاَ يُوفِي ، وَ يَخْشَى الْخَلْقَ فِي غَيْرِ رَبِّهِ، وَ لاَ يَخْشَى رَبَّهُ فِي خَلْقِهِ.&lt;BR&gt;قال الرضى :&lt;BR&gt;وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ في هذا الْكِتابِ إ لا هذا الْكَلامُ لَكَفى بِهِ مَوْعِظَةً ناجِعَةً وَ حِكْمَةً بالِغَةً وَ بَصيرَةً لِمُبْصِرٍ وَ عِبْرَةً لِناظِرٍ مُفَكِّرٍ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;در پاسخ مردى كه از او خواسته بود اندرزش دهد، چنين فرمود:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;همانند آن كس مباش كه بى آنكه كارى كرده باشد به آخرت اميد مى بندد و به آرزوى دراز خود توبه را به تاءخير مى افكند. گفتارش به گفتار زاهدان ماند و كردارش به كردار دنياپرستان . هر چه از دنيا بهره اش دهند، سير نگردد و اگر بى بهره اش دارند، قناعت نكند. نعمتى را كه به او ارزانى داشته اند، سپاس نتواند گفت ، باز هم ، خواهان باز مانده آن است . ديگران را از زشتكارى منع مى كند و خود از كارهاى زشت باز نمى ايستد. از ديگران كارهايى را مى طلبد كه خود انجام نمى دهد. نيكان را دوست دارد ولى عمل نيكان ندارد. با گنهكاران دشمنى مى ورزد و خود يكى از آنهاست . به سبب بسيارى گناهانش از مرگ بيزار است ، ولى در انجام دادن كارهايى كه سبب بيزارى او از مرگ شده ، پاى مى فشرد. چون بيمار شود از كرده خود پشيمان شود و چون تندرستى خويش بازيابد به لهو و شادى روى نهد. اگر از بيمارى بهبود يابد بر خود مى بالد و چون بيمار گردد نوميد مى شود. هرگاه بلايى به او رسد، خدا را بزارى مى خواند و اگر به آسايشى رسد، چون مغروران ، رخ برمى تابد. نفسش در پندارها بر او چيره شود و آنجا كه پاى يقين در ميان مى آيد بر نفس خود چيرگى نيابد. اگر ديگران گناهى كنند، خردتر از گناه او، بر آنان بيمناك شود و براى خود پاداشى بيش از عملش مى طلبد. اگر بى نياز شود، سرمست و مغرور شود و اگر بينوا گردد، نوميد و ناتوان در عمل كوتاه آيد و در خواستن مبالغت ورزد. اگر محنتى بر او عارض شود از جاده شريعت پاى بيرون نهد. سخنان عبرت آميز گويد و خود عبرت نگيرد. اندرز مى دهد و خود اندرز نپذيرد. در گفتار بر خود ببالد و به كردار از همه كمتر باشد. در آنچه ناپايدار است با ديگران رقابت كند و در آنچه پايدار است به مسامحت بگذرد.غنيمت در نظرش غرامت است و غرامت را غنيمت انگارد. از مرگ مى ترسد و پيش از آنكه فرصت از دست بشود، به كار نيك نمى شتابد. گناه ديگران را بزرگ مى شمارد و بزرگتر از گناه آنان را، اگر خود مرتكب شود، خرد مى انگارد. طاعت و عبادت خود را بسيار مى شمارد، هر چند، اندك باشد و طاعت و عبادت ديگران را حقير مى انگارد، هر چند، بسيار باشد. بر مردم طعن مى زند و خويشتن را مى ستايد. در نزد او لذت جويى و لهو با توانگران دوست داشتنى تر است از ذكر گفتن با فقيران . به زيان ديگران و سود خود داورى كند ولى به سود ديگران و زيان خود داورى نمى كند.ديگران را راه مى نمايد ولى خود را به گمراهى مى كشد. مى خواهد كه همگان فرمانبردار او باشند و حال آنكه ، خود همواره راه عصيان در پيش مى گيرد. مى خواهد كه حق او را بكمال ادا كنند و خود، حق كسى را بكمال ادا نمى كند. از مردم مى ترسد ولى نه به خاطر خدا ولى از خدا در كارهاى بندگان او نمى ترسد.&lt;BR&gt;سيد رضى گويد :&lt;BR&gt;اگر در تمام اين كتاب جز اين سخن نمى بود، پند سودمند و حكمت رسا و بصيرت ، صاحب بصر و عبرت نگرنده صاحب انديشه را كافى بود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۴۳)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;لِكُلِّ امْرِئٍ عَاقِبَةٌ حُلْوَةٌ اءَوْ مُرَّةٌ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;هركس را سرانجامى است ، شيرين ، يا تلخ .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۴۴)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;پلِكُلِّ مُقْبِلٍ إِدْبَارٌ وَ مَا اءَدْبَرَ كَاءَنْ لَمْ يَكُنْ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;هر روى آورنده اى روزى پشت كند و آنچه پشت كرد، گويى هرگز نبوده است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۴۵)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;لاَ يَعْدَمُ الصَّبُورُ الظَّفَرَ وَ إِنْ طَالَ بِهِ الزَّمَانُ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;مرد شكيبا پيروزى را از دست ندهد، هر چند، روزگارانى سخت بر او بگذرد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۴۶)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ، وَ عَلَى كُلِّ دَاخِلٍ فِي بَاطِلٍ إِثْمَانِ: إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ، وَ إِثْمُ الرِّضَا بِهِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;كسى كه از اعمال قومى خشنود باشد، گويى خود در داخل كارهاى آنان بوده است . بر هركس كه در مجلس فاسقان نشيند، دو گناه باشد، يكى ، گناه آن كار كه مرتكب شده و يكى گناه خشنودى او به آن كار.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۴۷)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;اعْتَصِمُوا بِالذِّمَمِ فِي اءَوْتَادِهَا.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;با كسانى عهد و پيمان بنديد كه به عهد و پيمان خود وفا مى كنند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۴۸)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;عَلَيْكُمْ بِطَاعَةِ مَنْ لاَ تُعْذَرُونَ بِجَهَالَتِهِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;بر شما باد اطاعت از كسانى كه در نشناختنشان معذور نيستيد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۴۹)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;قَدْ بُصِّرْتُمْ إِنْ اءَبْصَرْتُمْ وَ قَدْ هُدِيتُمْ إِنِ اهْتَدَيْتُمْ وَ اءُسْمِعْتُمْ إِنِ اسْتَمَعْتُمْ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شما را بينايى داده اند، اگر بنگريد و راه نموده اند، اگر راهنمايى پذيريد و چيزها به گوشتان گفته اند، اگر بشنويد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 12:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nasseria&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>nasseria</dc:creator>
<guid>http://nasseria.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حکمتهایی از نهج البلاغه بخش چهاردهم</title>
<link>http://nasseria.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=Georgia color=#3399ff size=3&gt;حکمتهایی از نهج البلاغه بخش چهاردهم (۱۳۰ الی ۱۳۹)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;۱۳۰)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مَنْ اءُعْطِيَ اءَرْبَعا لَمْ يُحْرَمْ اءَرْبَعا: مَنْ اءُعْطِيَ الدُّعَاءَ لَمْ يُحْرَمِ الْإِجَابَةَ، وَ مَنْ اءُعْطِيَ التَّوْبَةَ لَمْ يُحْرَمِ الْقَبُولَ، وَ مَنْ اءُعْطِيَ الاِسْتِغْفَارَ لَمْ يُحْرَمِ الْمَغْفِرَةَ، وَ مَنْ اءُعْطِيَ الشُّكْرَ لَمْ يُحْرَمِ الزِّيَادَةَ.&lt;BR&gt;وَ تَصْديقُ ذلِكَ فى كِتابِ اللّهِ تَعالى ، قالَ الله فِي الدُّعاء (ادْعُونِي اءَسْتَجِبْ لَكُمْ)&lt;BR&gt;وَ قالَ فِي الاسْتِغْفارِ (وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءا اءَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّ هَ يَجِدِ اللّ هَ غَفُورا رَحِيما) وَ قالَ في الشَّكْرِ (لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَاءَزِيدَنَّكُمْ) وَ قالَ فِي التَّوْبَةِ: (إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّ هِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَه الَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُول ئِكَ يَتُوبُ اللّ هُ عَلَيْهِمْ وَ ك انَ اللّ هُ عَلِيما حَكِيما).&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;هر كه را چهار چيز بدهند، از چهار چيز محروم نماند. كسى را كه توفيق دعا دهند از اجابت محروم نماند و كسى را كه توفيق توبه دهند از پذيرفته شدن توبه محروم نماند و كسى را كه توفيق استغفار دهند از آمرزش محروم نماند و كسى را كه توفيق سپاسگزارى دهند از زيادت نعمت محروم نماند.&lt;BR&gt;گواه اين دو در كتاب خداى عزّ و جلّ است در باب دعا گويد (مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم ).&lt;BR&gt;و در باب استغفار گويد (هر كه كار ناپسندى كند يا به خود ستم روا دارد، آنگاه از خدا آمرزش خواهد، خدا را آمرزنده و مهربان خواهديافت .)و در باب شكر گويد (اگر مرا سپاس گوييد بر نعمت شما مى افزايم). و در باب توبه گويد (جز اين نيست كه توبه از آن كسانى است كه به نادانى مرتكب كارى زشت مى شوند و زود توبه مى كنند خدا توبه اينان را مى پذيرد و خدا دانا و حكيم است .)&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۳۱)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;الصَّلاَةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِيِّ وَ الْحَجُّ جِهَادُ كُلِّ ضَعِيفٍ، وَ لِكُلِّ شَيْءٍ زَكَاةٌ وَ زَكَاةُ الْبَدَنِ الصِّيَامُ، وَ جِهَادُ الْمَرْاءَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;نماز به منزله قربانى هر پرهيزگارى است و حج ، جهاد هر ناتوانى است . و هر چيز را زكاتى است و زكات بدن ، روزه است و جهاد زن ، نيكوداشتن شوى است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۳۲)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ، مَنْ اءَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;روزى را به صدقه دادن فرود آريد و كسى كه به عوض يقين داشته باشد در بخشش جوانمردى كند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۳۳)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ الْمَؤُونَةِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;يارى خداوند به مقدار رنج و زحمت هر كس برسد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۳۴)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;مَا عَالَ امْرُؤٌ اقْتَصَدَ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;درويش نشود كسى كه ميانه روى كند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۳۵)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;قِلَّةُ الْعِيَالِ اءَحَدُ الْيَسَارَيْنِ، وَ التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ، وَالْهَمُّ نِصْفُ الْهَرَمِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;كم بودن نان خور يكى از دو توانگرى است و دوستى كردن با ديگران نيمى از عقل است و اندوه خوردن ، نيمى از پيرى است .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۳۶)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;يَنْزِلُ الصَّبْرُ عَلَى قَدْرِ الْمُصِيبَةِ، وَ مَنْ ضَرَبَ عَلَى فَخِذِهِ عِنْدَ مُصِيبَتِهِ حَبِطَ اءَجْرُهُ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شكيبايى به قدر مصيبت نازل مى شود، هر كس كه به هنگام مصيبت بر زانو زند، پاداشش از ميان مى رود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۳۷)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ، وَ كَمْ مِنْ قَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ قِيَامِهِ إِلا السَّهَرُ وَ الْعَنَاءُ، حَبَّذَا نَوْمُ الْاءَكْيَاسِ وَ إِفْطَارُهُمْ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;چه بسيار روزه دارى كه از روزه اش جز گرسنگى و تشنگى بهره اى نبرد و چه بسا، نمازگزارى كه از نمازش جز بيدارى و رنج نصيبى حاصل نكند. خوشا خوابيدن زيركان و خوشا روزه گشادن ايشان .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۳۸)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;سُوسُوا إِيمَانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ، وَ حَصِّنُوا اءَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ وَ ادْفَعُوا اءَمْوَاجَ الْبَلاَءِ بِالدُّعَاءِ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;ايمان خود را با صدقه نگه داريد و داراييهاى خود را با دادن زكات حفظ كنيد و امواج بلا را با دعا برانيد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;۱۳۹)&lt;BR&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;وَ مِنْ كَلاَمٍ لَهُ ع : لِكُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ النَّخَعِيِّ، قَالَ كُمَيْلُ بْنُ زِيَادٍ:&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;اءَخَذَ بِيَدِي اءَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ اءَبِي طَالِبٍ ع فَاءَخْرَجَنِي إِلَى الْجَبَّانِ فَلَمَّا اءَصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَدَاءَ، ثُمَّ قَالَ:&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;يَا كُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ، إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ اءَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا اءَوْعَاهَا، فَاحْفَظْ عَنِّي مَا اءَقُولُ لَكَ: النَّاسُ ثَلاَثَةٌ: فَعَالِمٌ رَبَّانِيُّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ النَّجاةِ، وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ، اءَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ، لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَؤُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ، يَا كُمَيْلُ، الْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ الْمَالِ، الْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ اءَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ يَزْكُوا عَلَى الْإِنْفَاقِ وَ صَنِيعُ الْمَالِ يَزُولُ بِزَوَالِهِ.&lt;BR&gt;يَا كُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ، مَعْرِفَةُ الْعِلْمِ دِينٌ يُدَانُ بِهِ، بِهِ يَكْسِبُ الْإِنْسَانُ الطَّاعَةَ فِي حَيَاتِهِ وَ جَمِيلَ الْاءُحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ الْعِلْمُ حَاكِمٌ وَ الْمَالُ مَحْكُومٌ عَلَيْهِ.&lt;BR&gt;يَا كُمَيْلُ بْنِ زِيادٍ، هَلَكَ خُزَّانُ الْاءَمْوَالِ وَ هُمْ اءَحْيَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ، اءَعْيَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ اءَمْثَالُهُمْ فِي الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ، هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْما جَمّا (وَ اءَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ) لَوْ اءَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً!&lt;BR&gt;بَلَى اُصِيبُ لَقِنا غَيْرَ مَاءْمُونٍ عَلَيْهِ مُسْتَعْمِلاً آلَةَ الدِّينِ لِلدُّنْيَا، وَ مُسْتَظْهِرا بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ، وَ بِحُجَجِهِ عَلَى اءَوْلِيَائِهِ؛ اءَوْ مُنْقَادا لِحَمَلَةِ الْحَقِّ لاَ بَصِيرَةَ لَهُ فِي اءَحْنَائِهِ، يَنْقَدِحُ الشَّكُّ فِي قَلْبِهِ لِاءَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ، اءَلاَ لاَ ذَا وَ لاَ ذَاكَ؛ اءَوْ مَنْهُوما بِاللَّذَّةِ سَلِسَ الْقِيَادِ لِلشَّهْوَةِ؛ اءَوْ مُغْرَما بِالْجَمْعِ وَ الاِدِّخَارِ، لَيْسَا مِنْ رُعَاةِ الدِّينِ فِي شَيْءٍ اءَقْرَبُ شَيْءٍ شَبَها بِهِمَا الْاءَنْعَامُ السَّائِمَةُ، كَذَلِكَ يَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِيهِ.&lt;BR&gt;اللَّهُمَّ بَلَى ، لاَ تَخْلُو الْاءَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ: إِمَّا ظَاهِرا مَشْهُورا، وَ إِمَّا خَائِفا مَغْمُورا، لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ.&lt;BR&gt;وَ كَمْ ذَا وَ اءَيْنَ؟ اءُولَئِكَ وَ اللَّهِ الْاءَقَلُّونَ عَدَدا وَ الْاءَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْرا، يَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ، وَ بَيِّنَاتِهِ حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ، وَ يَزْرَعُوهَا فِي قُلُوبِ اءَشْبَاهِهِمْ، هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ، وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ، وَ اسْتَلاَنُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ، وَ اءَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ، وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِاءَبْدَانٍ اءَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْاءَعْلَى ، اءُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي اءَرْضِهِ، وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ، آهِ آهِ شَوْقا إِلَى رُؤْيَتِهِمْ، انْصَرِفْ يَا كُمَيْلُ إِذَا شِئْتَ.&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;سخنى از آن حضرت (ع ) به كميل بن زياد نخعى :&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot; size=3&gt;كميل بن زياد گويد امير مؤ منان ، على بن ابى طالب ، دست مرا گرفت و از شهر بيرون برد.چون به صحرا رسيدم آه بلندى كشيد و فرمود:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اى كميل ، دلها چونان ظرفهايند و بهترين آنها نگهدارنده ترين آنهاست . پس ، هر چه مى گويم به خاطر بسپار. مردم سه دسته اند؛ عالمى ربّانى و آموزنده اى كه در راه راست گام برمى دارد و سه ديگر همج الرّعاع . يعنى كسانى كه از پى هر آواز مى روند و با وزش هر باد به چپ و راست ميل مى كنند. از فروغ دانش بهره ور نشده اند و به ركن استوارى پناه نجسته اند. اى كميل ، علم بهتر از مال است . علم تو را نگه مى دارد و تو بايد مال را نگه دارى . مال به هزينه كردن كاسته مى شود و حال آنكه ، از علم هر چه انفاق كنى ، افزونتر شود و آنچه به مال پرورده شود با زوال مال زوال مى يابد.&lt;BR&gt;اى كميل بن زياد، شناخت فضيلت علم ، ركنى از اركان دين است كه بايد بدان گردن نهاد. به علم است كه آدمى ، تا هنگامى كه زنده است به اطاعت پروردگارش پردازد و پس از مرگش نام نيك او بر جاى ماند. علم ، حاكم است و مال ، محكوم .&lt;BR&gt;اى كميل ، مرده اند آنان كه گنجوران مال اند، هر چند، به ظاهر زنده اند، ولى عالمان تا جهان برپاى است برجاى اند. اجسادشان از ميان مى رود، ولى آثارشان در دلها موجود است . بدان كه در اينجا (اشاره به سينه خود فرمود) علمى گرد آمده است ، اگر براى آن عاملانى بيابم . آرى ، يكى را يافتم كه نيكو در مى يافت ولى امين نبود. زيرا دين را وسيله رسيدن به دنيا ساخته بود و با نعمت خدا بر بندگان خدا برترى مى فروخت . و مى خواست به حجّت علم ، اولياى خدا را مغلوب سازد.يا كسى است كه پيرو حاملان علم است ، ولى در شناخت رمز و راز علم بصيرتش نيست ، در اولين شبهه كه بر او عارض مى شود، شك و ترديد در دلش شراره مى افروزد. نه اين و نه آن . يا كسى است كه سخت خواستار لذت است و در شهوات ، عنان گسيخته و شيفته جمع مال و اندوختن آن . اينان ، هيچيك ، پاسدار دين نباشند.بيش از هر چيز به ستوران چرنده مى مانند. بدين گونه است كه علم با مرگ حاملانش مى ميرد.&lt;BR&gt;آرى ، زمين هيچگاه از حجت قائم خداوندى خالى نمى ماند. خواه آشكار و مشهور باشد يا ترسان و پنهان از ديده ها. تا حجتها و نشانه هاى روشن دين خدا از ميان نرود اينان آيا چند تن هستند، يا در كجايند به خدا سوگند، كه شمارشان بس اندك است ، ولى قدر و منزلتشان بسيار است . خداوند به اينان حجتها و نشانه هاى روشن خود را حفظ كند، تا آن را به همانندان خود به وديعت سپارند و اين بذر در دلهاى ايشان بكارند. علم و حقيقت و بصيرت به آنان روى آور شده و روح يقين را يافته اند و آنچه ناز پروردگان ، دشوار پنداشته اند، بر خود آسان ساخته اند. و بر آنچه نادانان از آن مى ترسند انس گرفته اند. به تن همدم دنيايند ولى جانشان به جهان بالا پيوسته است . جانشينان خداوند در روى زمين هستند و داعيان دين اويند. آه ، آه . چه آرزومند ديدارشان هستم . اى كميل ، اگر خواهى بازگرد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 Sep 2009 17:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=nasseria&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>nasseria</dc:creator>
<guid>http://nasseria.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
